تکتازی رسانه های مجازی در غیاب مطبوعات آزاد
درباره
وجوه ممیزهء رسانه های مکتوب و مجازی و مزیت های نسبی هریک ، دیدگاههای
آکادمیک و حرفه ای فراوانی مطرح شده است که اهل کنکاش می توانند با جستجویی
ساده دراینترنت به نکات برجسته و اصلی این بحث دست یابند. بنابراین ورود
دراین مقولهء کلی ونظری را به اهل آن می سپارم و تنها به یکی از زوایای
موضوع می پردازم که به نظر می رسد از مهمترین عوامل جاماندگی تحمیلی
مطبوعات ما از رسانه های مجازی و شبکه های ماهواره ای در رقابت برسر اطلاع
رسانی و تحلیل مسایل عمده جامعه و پاسخگویی به انتظارات مخاطبان باشد.
واقعیت
این است که فضای آزاد ودور از انواع خطوط قرمزآشکار ونهان، شرط عمده و
پایه ای برای حیات و پویایی هررسانه ای است.وقتی چنین حال و هوایی از رسانه
دریغ شود مخاطب جویای حقایق وتشنهء گشودن رمزورازها ، دست بسته وبیکار نمی
نشیند.این حکم و سنتی تغییر ناپذیراست.چه در شرایط سانسورتمام عیار دوران
پیش از انقلاب که جویندگان واقعیت ها به دوسه رادیوی بیگانه وبرخی مجلات
خارجی قاچاق شده و از ماژیک مشکی سانسورچیان درامان مانده، روی می کردند
وبه این ترتیب همواره تحلیلی متفاوت ازبافته های رسانه های رسمی حکومت
داشتند ، و چه آن هنگام که اینترنت و ماهواره در دسترس جامعه عصر اطلاعات
قرار گرفت . یعنی نسلی آشنا با ارزشهای آزادمنشانه ای که انقلاب شان به
آنها وعده داده بود.آنهم باامکانات و فرصتهایی تازه ، متنوع ودستیاب، و به
کلی متفاوت با شرایط محدود قبل از انقلاب حیث تنوع رسانه ها.
بدیهی است
از مطبوعات پروبال بسته نمی توان انتظار داشت که در کهکشان اطلاعات و
ارتباطات، دوشادوش رسانه های بال و پر گشوده به پرواز درآیند وتازه عملیات
حیرت آورهم انجام دهندوسوپرمن وار، از تیغ توبیخ و توقیف هم بجهند تا
مخاطبان بالقوه خودرابه کیوسکهای فروش مطبوعات بکشانند!
امروزه مخاطب
جستجوگردربرابر منع و تحدیدو تنبیه ،گزینه های خودرادارد . کنکاش واقعیات
در آنسوی خبرها و تحلیل های پاستوریزه ، با روح حقیقت جوی انسان امروزی
درآمیخته است، اما معنای این پدیده قطعا" وادادگی تمام عیاردربرابردنیای
مجازی واطلاعاتی نیست- اتهامی که برخی برای ساده سازی مسایل به او وارد می
کنند- انسان جستجوگر امروزعمدتا" می کوشد به انتخاب های خود تنوع ببخشد و
همهء لایه های رخدادها و مسایل پیرامونی خودرا دور از دستورالعملهای آمرانه
ویا مصلحت جویانه بشکافد و آنگاه درباره درستی یا نادرستی شان داوری کند.
مطبوعاتی
که میدان آزمون انواع محدودیتهای شبه قانونی یا سلیقه ای برای رعایت این
یاآن مصلحت باشند به تدریج توان رقابت خودرا با رسانه های فارغ ازاین قید و
بندها از کف می دهند و چه بسا برای جبران این ضعف و کاستی به سراغ راه
حلهای دم دستی بروند، از آنگونه که آبشخور حیات مطبوعات زرد است. پدیده ای
که نه فقط اهل نظر ازرشد قارچ گونه آن می نالند بلکه برخی متولیان فرهنگ و
رسانه درکشورهم آن را به حساب کوتاهی وضعف جامعه مطبوعاتی کشور می
گذارند!غافل از آن که گسترش محصولات رسانه ای زرد(که حتی رسانه ملی هم از
انواع سریالی ، موسیقایی ونمایشی وغیرهء آن بی بهره نیست) معلول تنگی فضای
کار و ابتکار و پویایی وچندسویگی برای روزنامه نگاران مسئولیت شناس است.
ازسوی
دیگر باید به این نکته ظریف نیز اشاره داشت که اگرچه آزادی مطبوعات درامر
اطلاع رسانی و تحلیل مسایل جامعه شرط عمده ای در رقابت با رسانه های مجازی
است اما این همه کار نیست. درواقع آزادی رسانه ها بخش از آزادیهای عمومی
است که در قانون اساسی ما( و نیز اسنادمعتبرحقوقی در میثاقهای جهانی ) به
رسمیت شناخته شده است. نظیر آزادی احزاب و نهادهای مدنی، آزادی اجتماعات
وانتخابات وآزادی در اندیشه ورزی .
درجامعه ای که این آزادیها در عمل به
جد گرفته نشود چگونه می توان از مطبوعات آزاد سخن گفت؟ این ها مجموعه ای
به هم پیوسته اند که پشتیبان تدبیر امورو اداره مطلوب جامعه به شمارمی
روند.مطبوعات آزاد درکناراحزاب شناسنامه دار ،مرکب از اندیشمندانی که طرحها
وبرنامه های روشن و مدونی برای مدیریت کشور دارند ،از هر گرایشی که باشند،
به مردم فرصت انتخاب اصلح را عرضه می کنند.این همان سازوکارهایی است که
برخی متولیان امور هم امروزه از فقدان یا ضعف مفرط آن درکشورما می نالند .
مطبوعات
آزادهنگامی جاذبه دارند که ویترین رنگارنگی از اندیشه های متنوع رابرای
بهتر اداره کردن جامعه تدارک کنند و انتخاب نهایی را به مخاطب وا گذارند .
به یاری فضای باز و آزاد همه جنبه های مثبت و منفی دیدگاههای مدعی راهبری و
مدیریت جامعه ( چه داعیه داران نمایندگی مجلس ، چه شوراها و چه بالاتر و
پایین ترازآن ) را باز شکافند و به جای برخورد فله ای با امور مهم جامعه به
سراغ آنهایی بروند که حقوق و مطالبات طبقات و صنوف مختلف رادر قالب احزاب و
تشکلهای صنفی مقتدر نمایندگی می کنند و درعین حال وظیفه پاسخگویی به آنها
را نیزدر چارچوب قانون برعهده دارند. اما مطبوعات تک و تنها ویا محروم از
تعامل با احزاب و نهادهای قدرتمند مدنی ، چگونه می توانند ازپس انتظارات
مخاطبان پرشور و حقیقت جوی خود برآیند؟
مطبوعاتی که حتی از احیای
مهمترین تشکل صنفی روزنامه نگاران برحذرداشته می شوند و پاسخی حقوقی و
اقناعی درمورد دلایل توقف کاراین تشکل دریافت نمی کنند چگونه می
توانندهمپای رسانه های مجازی به رقابت بپردازند؟
شاید گام اول در برون
رفت از این شرایط این است که اهالی مطبوعات درهر فرصتی به ریشه های نابه
سامانی امور خود برگردند و از روزمرگی بپرهیزند.همچنان که متولیان امور را
از توجه به این واقعیتها گریزی نیست.چراکه تضمین آزادی مطبوعات ، از مصرحات
قانون اساسی وبرذمهء آنان است.کارنامه مطبوعات از عملکرد متولیان جدانیست .
این دو باهم پیش چشم مردم ما و جهانیان و در معرض داوری آنان است.
با سلام!