"به نام خدا"

مجنون سراب عشقده رویاسین آختاریر    

چؤل چؤل گزیر ایتیردگی لیلاسین آختاریر

                                                         " دکترحمید نطقی"

 اسرار  ازل  را نه  تو  دانی  و  نه  من         وین حرف معما نه نو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفت و گوی من و تو       چون پرده بیفتد نه تو مانی و  نه من         

                                                                                            "حکیم عمر خیام" 

تاريخ تحليلي علم ارتباطات

 نكاتي ازكتاب « تاريخ تحليلي علم ارتباطات» – دو جلدي – اورت راجرز-مترجم:غلام رضا آذري .

  * دردنياي رسانه‌هاي جمعي ازآغاز ، فلسفه ارتباطات ، رنگ و بوي « پديدار شناسانه » داشت و نظريه‌پردازان بزرگي چون« كولي ، ميد ، ديويي و پارك »به تاثيرهاي اجتماعي رسانه روي آوردند.

  * مكتب آيووا با دو فلسفه متفاوت روش‌شناسانه، نخست با اقدامات كورت لويي در باب پويايي گروهي و ارتباطات گروهي آشكار شد و دوم با خدمت‌هاي كمي گرايانه « مانفرد كوهن» همراه بود.

  * اموري گريفين ارتباطات را به چهار دسته طبقه بندي كرده‌است :1- ارتباطات ميان‌فردي 2- ارتباطات گروهي و عمومي 3- ارتباطات جمعي 4- ارتباطات فرهنگي وميان فرهنگي .

  * اصطلاح « بيگانه »(Stranger) درآرا و عقايد جامعه‌شناس بزرگ « گئورگ زيمل » (1918-1858) به شخصي اطلاق مي‌شود كه مانند اشخاص فقير ، ميانجي ، ماجراجو و ... يكي از سنخ‌هاي اجتماعي را تشكيل مي‌دهند سنخ بيگانه در اصطلاح شناسي زيمل ، فرد آواره اي نيست كه «امروز بيايد وفردا برود » و هيچ گونه پايگاه و ساختار خاصي نداشته باشد ، برعكس او شخصي است كه « امروزه مي‌آيد و فردا مي‌ماند » زيرا در چارچوب يك گروه مكاني خاص تثبيت مي‌شود و پايگاه او بااين واقعيت مشخص مي‌شودكه از آغاز به آن پايگاه تعلق نداشته است و هر آن ممكن است آنجا را ترك كند بيگانه عنصري از يك گروه است با اين تفاوت كه عضو كامل آن نيست از اين رو به او نقشي محول مي‌شود كه هيچ يك از اعضاي ديگر نمي‌توانند آن نقش را ايفا كنند . او به خاطر اين تعلق ناقص به امور گروه ،مي‌تواند به چنان سطحي از بي‌طرفي دست يابد كه براي اعضاي ديگر گروه دسترسي‌پذير نيست . سنخ بيگانه درنقطه نظرات زيمل،پايگاه اجتماعي‌اش را تنها از رهگذر روابط متقابل به دست مي‌آورد .

  * زندگي‌نامه ويلبر لانگ شرام : وي در ماريتا در ايالت اوهايو در1907 متولد شد اجداد وي از منطقه شرام‌بورگ آلمان به اين مكان كوچيدند پدرش وكيل بود . وي در 5 سالگي در اثر عمل جراحي ناموفقي به اختلال لكنت زبان دچار شد .در مراسم جشن دانش آموختگان به جاي سخنراني فلوت نواخت . در سال 1928 دررشته تاريخ و علوم سياسي فارغ التحصيل شد. بعد وارد رشته ارتباطات شد . درسال 1930با شيوه گفتار درماني بر لكنت زبان خود فايق آمد و به تدريس مشغول شد . سپس مدرك كارشناسي ارشد در رشته «تمدن آمريكايي» را گرفت بهترين استاد وي آلفرد نورث وايتهد (1947-1861) بود . او نيز به لكنت زبان دچار بود. درسال 1932درجه دكتراي تحصصي ادبيات انگليسي از آيووا- در 1934فوق دكتراي روانشناسي آزمايشي -1973پروفسوري ارتباطات بين‌الملل ازاستنفورد (فوت 1987).

  * اگوست كنت(1857-1798) اثبات‌گرايي و پدرجامعه‌شناسي

  * اميل دوركيم(1917-1858) نحستين مقام استادي جامعه شناسي در پاريس(1913 )-كتاب خودكشي  بنيان‌گذار جامعه‌شناسي نوين به همراه زيمل.

  * گئورگ زيمل (1918-1858) بانفوذترين فرد مكتب شيكاگو – مفاهيم شبكه اجتماعي ، بوم‌شناسي شهري ، فاصله اجتماعي و انسان حاشيه‌اي از اوست.

  * گابريل تارد (1904-1843) نظريه تقليد – كتاب افكار و توده‌ها و قوانين تقليد.

  * ماكس وبر (1920-1846)استاد فلسفه اما از مهمترين و تاثيرگذارترين جامعه شناسان ؛ كتاب اخلاق پروتستاني و روح سرمايه داري- مفاهيم ديوان‌سالاري ، سلسله مراتب ، درون فهمي و همدلي و جاذبه جادويي را مطرح كرد .

  * ويلهلم ونت (1920-1832) روانشناس – بنيان‌گذار نخستين آزمايشگاه روانشناسي جهان در دانشگاه لايپزيك. ونت درآغاز تحت تاثير كتاب داروين يعني بروز هيجانات در انسان و حيوانات قرار گرفت.تي ازكتاب « تاريخ تحليلي علم ارتباطات» – دو جلدي – اورت راجرز-مترجم:غلام رضا آذري .

وسايل ارتباط جمعي

خلاصه ای از كتاب « وسايل  ارتباط جمعي»

* مثلث ارتباطات: 1- ارتباطات كامپيوتري 2- ارتباطات دور 3- ارتباطات وسايل‌ارتباط‌جمعي

  * وظيفه و نقش اساسي وسايل ارتباطي ، انتشار جريان رويدادهاي اجتماعي است  برخي جامعه‌شناسان براي مطبوعات و راديو و تلويزيون وسينما نقش «آموزش موازي » يا «آموزش دائمي »قايل هستند وسايل ارتباطي با بخش اطلاعات ومعلومات جديد وظيفه آموزشي راانجام مي‌دهند.

  * وظايف اجتماعي وسايل‌ارتباط‌جمعي :1-وظايف خبري وآموزشي 2- وظايف راهنمايي و رهبري 3-وظايف تفريحي تبليغي ( انسان به سوي يك نوع«تمدن فراغت» گام        برمي دارد )

  * اصل آزادي مطبوعات براي اولين بار د ر«اعلاميه حقوق بشر و شهروند»انقلاب كبير فرانسه د رسال1789 به رسميت شناخته شد و مطبوعات به ركن چهارم دموكراسي تبديل شد

  * روژه كلوس وظايف اجتماعي وسايل ارتباط  جمعي : الف) وظايف ارتباط فكري (1-اطلاع و آگاهي 2- پرورش 3- بيان 4- اجبار )به نام خدا) وظايف رواني اجتماعي (  1- همبستگي اجتماعي 2- سرگرمي 3-د رمان رواني )

 *  آلفرد سووي فرانسوي وسايل خبري، كليد دموكراسي : آزادگان اجتماع ، افراد آگاه و مطلع هستند و افراد ناآگاه و محروم از خبر، در رقيت به سر مي‌برند.

  * مكتب جامعه شناسي ارتباطات توسط هارولد لاسول پايه گذاري شده كه به تاثير پيام‌هاي ارتباطي در جوامع توجه دارد – مكتب تحول انگيزي ارتباطات توسط مارشال مك‌لوهان كه براي وسايل‌ارتباط‌جمعي درجريان دگرگوني هاي جوامع انساني نقش بسيارموثرقايل است، مكتب ديگري از اين مكتب ريشه گرفته كه پيام‌هاي ارتباطي را به عنوان «فرهنگ توده »مطالعه مي‌كند  برنارد روزنبرگ آمريكايي و ادگار مورن فرانسوي از سر دسته هاي مكتب اخير مي‌باشند .

  * پل لازارسفلد جامعه شناس ارتباطات  آمريكايي دو جنبه براي آثار وسايل ارتباطي قايل است  :1- آثار و نتايج زودرس و قابل پيش بيني (در آمريكا )2- آثار ديررس كه غير قابل پيش بيني(دراروپا به  خصوص فرانسه )

  * كلمه ارتباط بطور مفرد به معناي جرياني است كه ضمن آن يك پيام از يك منشأ به يك مخاطب منتقل مي‌شود – كلمه ارتباط به صورت جمع به وسايل و روش‌هاي ارتباطي اطلاق مي‌شود .

   * چارلز كولي در1909 دركتاب«سازمان اجتماعي » : بهترين نوع اين تكنيك‌ها آن‌ها هستند كه ارتباط را از قيدوبند محدوديت‌هاي زماني و مكاني رها مي سازند .

  * بين ارتباط و اطلاع نسبت جزء به كل برقرار است . يعني هر خبر و اطلاعي يك نوع ارتباط تلقي مي‌شود ولي هر ارتباطي ، اطلاع و خبر محسوب نمي‌شود .

  * لايبنتيز آلماني نخستين كسي است كه موضوع سنجش مقداري  پيام‌هاي ارتباطي را مطرح كرده است.

  * كلود شانون در نظريه تئوري رياضي اطلاع از روش شمارش تصاعدي اعداد زوج استفاده كرد .

  *  تدارك اطلاعات و معلومات به وسيله ماشين‌هاي خودكار اطلاع‌پردازي ناميده مي‌شود كه با روش‌ها و تكنيك‌هاي خاص،اطلاعات و معلومات گوناگون مورد محاسبه و تجزيه وتحليل قرار مي‌گيرد .

  * علم سيبرينتيك ،مكمل تئوري اطلاع و علم اطلاع‌پردازي است سيبرنتيك يوناني است به معني فرمانروايي و حكومت است درزبان‌هاي اروپايي هم اين كلمه براي اولين بارتوسط آندره آمپر د ر1834 درطبقه بندي علوم به معناي حكومت و شعبه‌اي از علم سياست استعمال شده است.(معادل فارسي آن علم « هدايت و كنترل يا خودفرمايي » است.)

  * سيبرينتيك معرف علمي است كه به انسان يا ماشين خودكار ،امكان حكومت كردن و فرمان دادن مي‌دهد .

  * مبتكر علم جديد سيبرنتيك« نوربرت ويز»  است كه در سال 1947 كتابي با اين نام منتشر كرد وي سيبرنتيك را علم كنترل و انتقال پيام‌ها نزد انسان و ماشين‌ها معرفي مي‌كند وي در علم سيبرنتيك ضمن انتقاد از تئوري رياضي اطلاع ، حوزه عمل اين تئوري را گسترش مي‌دهد و خود نيز تئوري  « بازگشت اطلاع » را بر آن مي‌افزايد . تهيه و تنظيم پيام‌ها و اطلاعات منتقل كرده و به جريان انداختن و كنترل آنها،درسيبرنتيك اهميت فراواني دارد موارد استفاده سيبرنتيك در ارتباطات بيشتر از لحاظ طرز جريان پيام و تاثير آن بر گيرنده پيام اهميت پيدا مي‌كند .

  * عوامل اصلي جريان ارتباطي شامل پيام دهنده، پيام ، پيام گيرنده،و عوامل فرعي يعني وسايل ارتباط گر ، رمزگذار ،رمز ياب و باز گشت پيام در نظر گرفت .

  * ارتباطات غيرمستقيمي كه از طريق مطبوعات پرتيراژ و مخصوصا وسايل ارتباطي نوين نظير راديو تلويزيون بين گروه‌هاي وسيع انساني ايجاد مي‌گردد« ارتباط توده‌اي يا جمعي »  ناميده مي‌شود.

تکتازی رسانه های مجازی در غیاب مطبوعات آزاد

درباره وجوه ممیزهء رسانه های مکتوب و مجازی و مزیت های نسبی هریک ، دیدگاههای آکادمیک و حرفه ای فراوانی مطرح شده است که اهل کنکاش می توانند با جستجویی ساده دراینترنت به نکات برجسته و اصلی این بحث دست یابند. بنابراین ورود دراین مقولهء کلی ونظری را به اهل آن می سپارم و تنها به یکی از زوایای موضوع می پردازم که به نظر می رسد از مهمترین عوامل جاماندگی تحمیلی مطبوعات ما از رسانه های مجازی و شبکه های ماهواره ای در رقابت برسر اطلاع رسانی و تحلیل مسایل عمده جامعه و پاسخگویی به انتظارات مخاطبان باشد.
واقعیت این است که فضای آزاد ودور از انواع خطوط قرمزآشکار ونهان، شرط عمده و پایه ای برای حیات و پویایی هررسانه ای است.وقتی چنین حال و هوایی از رسانه دریغ شود مخاطب جویای حقایق وتشنهء گشودن رمزورازها ، دست بسته وبیکار نمی نشیند.این حکم و سنتی تغییر ناپذیراست.چه در شرایط سانسورتمام عیار دوران پیش از انقلاب که جویندگان واقعیت ها به دوسه رادیوی بیگانه وبرخی مجلات خارجی قاچاق شده و از ماژیک مشکی سانسورچیان درامان مانده، روی می کردند وبه این ترتیب همواره تحلیلی متفاوت ازبافته های رسانه های رسمی حکومت داشتند ، و چه آن هنگام که اینترنت و ماهواره در دسترس جامعه عصر اطلاعات قرار گرفت . یعنی نسلی آشنا با ارزشهای آزادمنشانه ای که انقلاب شان به آنها وعده داده بود.آنهم باامکانات و فرصتهایی تازه ، متنوع ودستیاب، و به کلی متفاوت با شرایط محدود قبل از انقلاب حیث تنوع رسانه ها.
بدیهی است از مطبوعات پروبال بسته نمی توان انتظار داشت که در کهکشان اطلاعات و ارتباطات، دوشادوش رسانه های بال و پر گشوده به پرواز درآیند وتازه عملیات حیرت آورهم انجام دهندوسوپرمن وار، از تیغ توبیخ و توقیف هم بجهند تا مخاطبان بالقوه خودرابه کیوسکهای فروش مطبوعات بکشانند!
امروزه مخاطب جستجوگردربرابر منع و تحدیدو تنبیه ،گزینه های خودرادارد . کنکاش واقعیات در آنسوی خبرها و تحلیل های پاستوریزه ، با روح حقیقت جوی انسان امروزی درآمیخته است، اما معنای این پدیده قطعا" وادادگی تمام عیاردربرابردنیای مجازی واطلاعاتی نیست- اتهامی که برخی برای ساده سازی مسایل به او وارد می کنند- انسان جستجوگر امروزعمدتا" می کوشد به انتخاب های خود تنوع ببخشد و همهء لایه های رخدادها و مسایل پیرامونی خودرا دور از دستورالعملهای آمرانه ویا مصلحت جویانه بشکافد و آنگاه درباره درستی یا نادرستی شان داوری کند.
مطبوعاتی که میدان آزمون انواع محدودیتهای شبه قانونی یا سلیقه ای برای رعایت این یاآن مصلحت باشند به تدریج توان رقابت خودرا با رسانه های فارغ ازاین قید و بندها از کف می دهند و چه بسا برای جبران این ضعف و کاستی به سراغ راه حلهای دم دستی بروند، از آنگونه که آبشخور حیات مطبوعات زرد است. پدیده ای که نه فقط اهل نظر ازرشد قارچ گونه آن می نالند بلکه برخی متولیان فرهنگ و رسانه درکشورهم آن را به حساب کوتاهی وضعف جامعه مطبوعاتی کشور می گذارند!غافل از آن که گسترش محصولات رسانه ای زرد(که حتی رسانه ملی هم از انواع سریالی ، موسیقایی ونمایشی وغیرهء آن بی بهره نیست) معلول تنگی فضای کار و ابتکار و پویایی وچندسویگی برای روزنامه نگاران مسئولیت شناس است.
ازسوی دیگر باید به این نکته ظریف نیز اشاره داشت که اگرچه آزادی مطبوعات درامر اطلاع رسانی و تحلیل مسایل جامعه شرط عمده ای در رقابت با رسانه های مجازی است اما این همه کار نیست. درواقع آزادی رسانه ها بخش از آزادیهای عمومی است که در قانون اساسی ما( و نیز اسنادمعتبرحقوقی در میثاقهای جهانی ) به رسمیت شناخته شده است. نظیر آزادی احزاب و نهادهای مدنی، آزادی اجتماعات وانتخابات وآزادی در اندیشه ورزی .
درجامعه ای که این آزادیها در عمل به جد گرفته نشود چگونه می توان از مطبوعات آزاد سخن گفت؟ این ها مجموعه ای به هم پیوسته اند که پشتیبان تدبیر امورو اداره مطلوب جامعه به شمارمی روند.مطبوعات آزاد درکناراحزاب شناسنامه دار ،مرکب از اندیشمندانی که طرحها وبرنامه های روشن و مدونی برای مدیریت کشور دارند ،از هر گرایشی که باشند، به مردم فرصت انتخاب اصلح را عرضه می کنند.این همان سازوکارهایی است که برخی متولیان امور هم امروزه از فقدان یا ضعف مفرط آن درکشورما می نالند .
مطبوعات آزادهنگامی جاذبه دارند که ویترین رنگارنگی از اندیشه های متنوع رابرای بهتر اداره کردن جامعه تدارک کنند و انتخاب نهایی را به مخاطب وا گذارند . به یاری فضای باز و آزاد همه جنبه های مثبت و منفی دیدگاههای مدعی راهبری و مدیریت جامعه ( چه داعیه داران نمایندگی مجلس ، چه شوراها و چه بالاتر و پایین ترازآن ) را باز شکافند و به جای برخورد فله ای با امور مهم جامعه به سراغ آنهایی بروند که حقوق و مطالبات طبقات و صنوف مختلف رادر قالب احزاب و تشکلهای صنفی مقتدر نمایندگی می کنند و درعین حال وظیفه پاسخگویی به آنها را نیزدر چارچوب قانون برعهده دارند. اما مطبوعات تک و تنها ویا محروم از تعامل با احزاب و نهادهای قدرتمند مدنی ، چگونه می توانند ازپس انتظارات مخاطبان پرشور و حقیقت جوی خود برآیند؟
مطبوعاتی که حتی از احیای مهمترین تشکل صنفی روزنامه نگاران برحذرداشته می شوند و پاسخی حقوقی و اقناعی درمورد دلایل توقف کاراین تشکل دریافت نمی کنند چگونه می توانندهمپای رسانه های مجازی به رقابت بپردازند؟
شاید گام اول در برون رفت از این شرایط این است که اهالی مطبوعات درهر فرصتی به ریشه های نابه سامانی امور خود برگردند و از روزمرگی بپرهیزند.همچنان که متولیان امور را از توجه به این واقعیتها گریزی نیست.چراکه تضمین آزادی مطبوعات ، از مصرحات قانون اساسی وبرذمهء آنان است.کارنامه مطبوعات از عملکرد متولیان جدانیست . این دو باهم پیش چشم مردم ما و جهانیان و در معرض داوری آنان است.

حرفه روابط‌عمومی در دوران رکود بهبودپذیر باقی می‌ماند

نتایج نظرسنجی نشان داد که بسیاری از حوزه‌های این صنعت در دوره رکود به رشد و توسعه خود ادامه داده‌اند، و روابط‌عمومی دیجیتال، مدیریت شهرت، مدیریت بحران و برنامه‌ریزی استراتژیک به ترتیب بیشترین رشد را تجربه کرده‌اند.

نتایج تحقیقات ملی نشان می‌دهد روابط‌عمومی در دوران رکود بهبودپذیر باقی می‌ماند. گزارشی که با همکاری ComRes انجام شده است، 2000 عضو از مؤسسه مورد نظرسنجی قرار داد و نظر آن‌ها را درباره رکود و چگونگی رویارویی روابط‌عمومی با این دوره دشوار را جویا شد.

به گزارش شارا، نتایج نظرسنجی نشان داد که بسیاری از حوزه‌های این صنعت در دوره رکود به رشد و توسعه خود ادامه داده‌اند، و روابط‌عمومی دیجیتال، مدیریت شهرت، مدیریت بحران و برنامه‌ریزی استراتژیک به ترتیب بیشترین رشد را تجربه کرده‌اند.

جیسون مکنزی، رئیس گروه آیلند چنل از سی‌آی‌پی‌آر گفت: "این به راستی زمانی است که کارگزاران روابط‌عمومی بر ارزشی که به کسب‌وکارهایی که نمایندگی آن‌ها را به عهده دارند تمرکز می‌کنند. ما نیز همانند بسیاری از متخصصان دیگر مجبور هستیم که در طول مدت کمبود بودجه سخت‌تر، پویشگرتر و با انعطاف‌پذیری بیشتر کار کنیم.

" در نظرسنجی، از اعضای سی‌آی‌پی‌آر خواسته شد تا نظر خود را درباره حوزه‌هایی که بیشترین افت را تجربه خواهند کرد نیز بیان کنند. شرکت‌کنندگان حوزه‌های حمایت مالی،‌ مدیریت رویداد و علامت تجاری و بازاریابی را در معرض بیشترین تهدید تشخیص دادند. نظرسنجی، اخبار بسیاری خوبی برای شرکت‌های مشاوره در زمینه پایداری کسب‌وکارها و رشد جدید مشتری داشت.

در سال گذشته، حدود 33 درصد از شرکت‌های مشاوره بیش از 10 درصداز موکلین ثابت خود را حفظ کردند و 60 درصد از آن‌ها موفق شدند بین دو تا پنج مشتری جدید به دست آورند. بودجه‌های ارتباطات نیز به طور قابل‌توجهی حفظ شده‌اند، به خصوص گروه‌های درون‌سازمانی که در یک دوره پنج ساله در بودجه‌های 100 هزار تا 500 هزار رشد مستمری را تجربه کرده‌اند.

اما به هر حال تمام این رشد نصیب شرکت‌های مشاوره نمی‌شود، به طوری که بیش از 60 درصد از شرکت‌های مشاوره همچنان با بودجه‌ای کمتر از 50 هزار پوند به کار ادامه می‌دهند ��" رقمی که در یک دوره پنج ساله ثابت مانده است.

رئیس سی‌آی‌پی‌آر، کوین تیلور گفت:‌ "این نظرسنجی خبر خوبی برای صنعت روابط‌عمومی است. البته روابط‌عمومی تحت تأثیر بحران اقتصادی قرار گرفته است اما اعضای ما به رغم رکود عمدتا نتایج مثبتی گزارش می دهند و این گواهی بر قدرت این حرفه و نیاز به ارتباطات خوب است.

" تیلور در ادامه می‌گوید "این نظرسنجی همچنین تأیید می‌کند که روابط‌عمومی دیجیتال از بیشترین رشد در این حرفه برخوردار است چرا که اجتماعات هر چه بیشتر به صورت آن‌لاین گرد هم می‌آیند و سازمان‌ها به دنبال تعیین خط‌مشی و مشارکت در این بحث هستند.

اما به هر حال، با هر حوزه در حال رشد جدید، به مهارت‌‌های جدید و توسعه روش برتر نیز نیازمند می‌شویم و سی‌آی‌پی‌آر مصمم است تا به کارگزاران در یادگیری هر مهارت مورد نیاز آموزش دهد." مدیرعامل ComRes، اندرو هاوکینز گفت: "ما این نظرسنجی را با اندکی هراس انجام دادیم چرا که انتظار داشتیم رکود چیزی از روابط‌عمومی باقی نگذاشته باشد. اما در حالی که رکود بر بسیاری از کارگزاران روابط‌عمومی تأثیرگذار بوده است، دلایل بسیاری وجود دارد که اگر نه شاد،‌ دست کم خوشبین باشیم." به طور خلاصه، رکود برای اکثریت ترس، برای عده‌ای حشو و برای اندکی چشم‌اندازی امیدوارکننده ایجاد کرده است.

هرچند که به طور کلی، این صنعت با خروج از ویرانه اقتصاد 18 ماه گذشته خوب به نظر می‌رسد. بدترین رکودی که در اذهان است تأثیر شدیدی بر برخی از فعالیت‌های روابط‌عمومی گذاشته است اما بقیه‌ حوزه‌ها کماکان در حالت خوبی به سر می‌برند. به نظر می‌رسد که رمز بقا انعطاف‌پذیری است.

نقش روابط عمومی در توسعه تفاهم اجتماعی

چکیده :

تفاهم اجتماعی از مفاهیم نوینی است که امروزه در بررسی های اقتصادی، اجتماعی و ارتباطی جوامع مدرن مطرح شده است. طرح این رویکرد در بسیاری از مباحث توسعه اقتصادی، سیاسی، ارتباطی و ... نشان دهنده اهمیت نقش ساختارها و روابط اجتماعی میان افراد (سرمایه اجتماعی) بر متغیرهای توسعه از همه ابعاد است. تفاهم اجتماعی عمدتا مبتنی بر عوامل فرهنگی و اجتماعی است و شناسایی آن به عنوان یک نوع سرمایه چه در سطح مدیریت کلان توسعه کشورها و چه در سطح مدیریت سازمان ها و بنگاه های روابط عمومی می تواند شناخت جدید را از سیستم های اقتصادی - اجتماعی - ارتباطی و ... ایجاد و مدیران را در هدایت بهتر سیستم ها یاری کند. هدف این مقاله براین موضوع اشاره دارد که روابط عمومی با ایجاد تفاهم اجتماعی میان سازمان ها، درون سازمان ها و بین سازمان ها و مخاطبان می تواند عملکرد موثری را بر توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ارتباطی به همراه داشته باشد.

مقدمه:

روابط عمومی ترجمه ای است از واژه انگلیسی Public Relations و همانطور که از معنی آن بر می‌آید وظیفه‌اش بررسی و پرداختن به چگونگی تفاهم روابط بین همگان است هنگامی که در دایره علوم ارتباطات اجتماعی بحث از تفاهم روابط می‌شود لازمة آن  وجود همگان است از طرف دیگر به وضوح روابط بین همگان همیشه و به شیوه های گوناگون موجود است و این لازمه زندگی اجتماعی است . بنابراین روابط عمومی منحصراً اقدام به ایجاد تفاهم روابط به معنی اخص کلمه نبوده و بلکه ضمن بررسی چگونگی تفاهم روابط موجود به گسترش و سپس تنظیم و بهسازی آن دست می‌زند دانشمندان علوم اجتماعی را عقیده بر آن است که در پهنه زندگی پیچیده صنعتی شهری و تاحدی جوامع روستایی ، افراد درهم فشرده تر زندگی می‌کنند و در مراکز زیست به علل اقتصادی و حتی غیر اقتصادی پهلو به پهلوی هم منزل می‌گزییند .

اگر چه نمای بیرونی چنین مراکزی نشانگر نزدیکی و تماس مستقیم بین آنان است ولی از درون چنین روابطی جنبه قراردادی و رسمی داشته و در اغلب موارد از علایق و پیوستگی های لازم انسانی عاری است. با توجه به این حقیقت ، یکی از مسایل مهم و پر اهمیت که امروز در مقابل فرد، خانواده ، گروه،  اجتماع و ملل قرار دارد مساله تفاهم روابط آنان است با یکدیگر و محیطی که پهنه  زیست و میدان تلاش برای ادامه زندگی ‌شان می‌باشد.

تعریف واژه ها : توسعه چيست؟:

به طور كلي توسعه جرياني است كه در خود تجديد سازمان و سَمت‌گيري متفاوت كل نظام اقتصادي-اجتماعي را به همراه دارد. توسعه علاوه بر اينكه بهبود ميزان توليد و درآمد را دربردارد, شامل دگرگوني‌هاي اساسي در ساخت‌هاي نهادي, اجتماعي-ارتباطی-اداري و همچنين ايستارها و ديدگاه‌هاي عمومي مردم است. توسعه در بسياري از موارد, حتي عادات و رسوم و عقايد مردم را نيز دربرمي‌گيرد.

زنده‌ياد دكتر حسين عظيمي از مجموع نظرات علماي توسعه, "توسعه" را به معناي بازسازي جامعه بر اساس انديشه‌ها و بصيرت‌هاي تازه تعبير مي‌نمايد. اين انديشه‌ها و بصيرت‌هاي تازه در دوران مدرن, شامل سه انديشه "علم‌باوري", "انسان‌باوري" و "آينده‌باوري" است. به همين منظور بايد براي نيل به توسعه, سه اقدام اساسي باید صورت پذیرد:         1- درك و هضم انديشه‌هاي جديد 2-تشريح و تفضيل اين انديشه‌ها 3-ايجاد نهادهاي جديد براي تحقق عملي اين انديشه‌ها

تعریف تفاهم :

وبر در تحلیل تجربی روان شناختی و تاریخی ارزیابی ها، با توجه به شرایط اجتماعی پیدایش و تداوم موجودیت آنها، حاصلی جز تبیین تفاهمی  ندارد می گوید: تبیین تفاهمی اهمیت علمی فراوانی دارد: در تحلیل علمی تجربی می کوشد انگیزه های تعیین کننده کنش انسان را اثبات کند.

هم برای ایجاد ارتباط بین ارزیابی های ناهمسو در بحث هایی که دو طرف به واقع یا به ظاهر ارزیابی هایی متفاوت از یکدیگر دارند.

وبر می افزاید: وقتی فردی در جستجوی رهنمودهای عینی از ارزیابی های سیاسی و عملی است، تمام آن چه که یک رشته تجربی با تجهیزاتی که در دست دارد می تواند در این باره به اثبات برساند چیزی نیست جزء: 1- وسایل ضروری رسیدن به یک هدف معین 2- پیامدهای اجتناب ناپذیر استفاده از این وسایل 3- رقابت ارزیابی های متعدد بر سر نتایج عملی شان

در این قسمت به تعریف کوتاهی از توسعه اجتماعی و بررسی آن در ایران می پردازم:

توسعه اجتماعی از دیدگاههای متفاوت معناهای مختلفی را داراست از جمله: گذر از جامعه سنتی به جامعه صنعتی یا مدرن از طریق تقسیم کار که آن را به معنی سرمایه اجتماعی، هویت انسانی، عقلانیت ارتباطی، اعتماد، انسان بودن و غیره می‌گرفتند. در ایران این مفهوم با شاخص‌های هویت و اعتماد اجتماعی بیشتر مدنظر بوده است .

در ایران برای گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب ودست یابی به توسعه اجتماعی سه سناریو را می توان متصور شد: 1) تداوم وضعیت موجود - با احتمال بسیار ضعیف؛ 2) بدتر شدن وضعیت موجود - محتمل؛ 3) بهبود وضعیت موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب - محتمل ولی مشروط به : الف)شناخت مسایل و مشکلات موجود، ب) ترسیم دورنمای آینده، ج)امکان شناسی و ارزیابی دقیق و برنامه‌ریزی عملی برای توسعه اجتماعی است.

 توسعه اجتماعی ایران:

بررسی ها نشان می دهد که ایران از نظر اجتماع، جامعه‌ای مشتمل بر "ماهای" بسیار متعدد، متنوع، و بعضاً متناقض است. بدین معنی که اجتماعات سازمانی و رسمی یا تعلقات سازمانی در جامعه ایران بسیار ضعیف است؛ انجمن ها، احزاب سیاسی، شوراهای اجتماعی، اتحادیه‌های صنفی و NGOها نیز به تبع آن بسیار ضعیف هستند لذا بین دو بخش رسمی و غیررسمی حیات اجتماعی مردم ایران، خلاء بزرگی وجود دارد که منبع اصلی نابسامانی یا آنومی اجتماعی است.

توسعه اجتماعی ایران از اهمیت و ضرورت عملی و اجتماعی خاصی برخوردار است. جامعه امروز ایران از پس‌افتادگی توسعه از نظر اجتماعی و ساختاری در رنج است. ما نیازمند همبستگی، اخلاق عمومی، جامعه مدنی و اعتماد اجتماعی و ارتباطات علمی هستیم و اگر در این راه نکوشیم آسیب‌ها و نابسامانیهای اجتماعی و طغیانها در راهند. کار روی ابعاد روابط عمومی توسعه متوازن و همه جانبه ایران هم در بعد علمی و هم در بعد عملی و اجرایی به طور جدی باید مورد توجه قرار گیرد.

 نقش روابط عمومی در توسعه اجتماعی فرهنگی:

روابط عمومی با نقش ارتباطی و اجتماعی خود می تواند از كليه كنش هايي كه به منظور سوق دادن جامعه اي بسوي تحقق مجموعه اي منظم از شرايط زندگي فردي و جمعي صورت مي گيرد‏‏‏‏ كه در ارتباط با بعضي ارزشهای مطلوب تشخيص داده شده است، توسعه را به منظور نيل به تعادلي كه تاكنون تحقق نيافته ويا راه حلي است در جهت رفع فشارها  و مشكلاتي كه پيوسته بين بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و انساني  وجود داشته و تجديد حيات مي يابد، سوق دهد.

روابط عمومی با برجسته سازی (منظور در امر اطلاع رسانی ست) در ابعاد فرهنگی و اجتماعی تاکید دارد و به نظر این علم توسعه از دستاوردهای بشر و پدیده ای است با ابعاد مختلف، توسعه دستاورد انسان محسوب می شود و در محتوا و نمود دارای مختصات فرهنگی است، هدف از توسعه ایجاد زندگی پر ثمری است که توسط فرهنگ ارتباطات تعریف می شود، به این ترتیب می توان گفت توسعه دستیابی فزاینده انسان به ارزشهای فرهنگی از طریق روابط عمومی صورت می پذیرد. چرا که توسعه یک مفهوم چند بعدی و پیچیده و در ارتباط با بهبود زندگی انسانها است.

ادامه نوشته

نگرش اقتصادي به روابط عمومي

مقدمه:

روابط عمومي تمنيات و آرزوهايي دارد تا خود را به صورت حرفه‌اي درآورد. فرهنگ روابط عمومي ابزاري است كه مي‌تواند به انجام اين وضعيت كمك كند؛ ولي طبيعت دوره تحصيلات و منظور از مواد درسي، موضوعات مورد مشابهي است كه در اين باره اغلب بين دانشگاهيان و كارورزان اختلاف‌نظر وجود دارد.

در بريتانيا دولت صريحا آموزش حرفه‌اي را تشويق مي‌كند؛ بنابراين لازم است آموزش به طور روزافزون در خدمت مشاغل و تقاضاهاي صنعتي باشد.

اين مقاله در جست‌وجوي ارتباط بين روابط عمومي،‌ آموزش و تحقيق است. اين بحث شامل ديد عميق به پيشرفت‌هاي آموزش روابط عمومي در بريتانيا در مقايسه با پيشرفت‌هاي ايالات متحده و اروپاست.

حرفه‌اي كردن روابط عمومي

حصول حالت حرفه‌اي براي روابط عمومي مهم است، زيرا كه با چنين شناختي مي‌توان به احترام و آرزوهاي اجتماعي نايل آيد و به خوبي تشخيص آشكار تبليغات از واقعيت را آسان كرد.

در ادبيات روابط عمومي كه با مفهوم حرفه‌اي بودن در ارتباط‌ است، تمايل قوي‌اي وجود دارد تا آن را به عنوان چيزي تلقي كند كه به طور انفرادي به كار برده مي‌شود تا اينكه شغل تلقي شود.

اين پرسش كه چه حدي از اكثريت موردنياز است و چه راه آساني براي بيرون راندن مناظرات از پرسش‌هاي مهمي كه درباره نقش روابط عمومي در جامعه به نظر مي‌رسد، افق ديد را وسيع‌تر مي‌كند؛ شيوه «گرونيگ» و «هانت»‌ _ كه منحصرا در اينجا به كار گرفته‌اند _ شبيه است به آنچه كه در حوزه روابط عمومي تا حد پرسش‌هايي درباره رفتار انفرادي تنزل پيدا مي‌كند. اين گونه نيست كه چنين تقربي براي خودش طرفداري نداشته باشد، مساله در عدم وجود جايگزين‌هايي است كه شكاف اصلي را در ادبيات جامعه‌شناسي روابط عمومي ايجاد مي‌كنند. بدون شك اين شكاف در موقع خود توسط دانشجويان روابط عمومي (كه داراي زمينه يا علاقه‌مند به جامعه‌شناسي، سياست و مطالعات مردمي هستند و آنان در پاسخگويي به چنين سئوالاتي بهتر عمل كنند، مجهز مي‌كند)‌ پرخواهد شد.

روابط عمومي در ايالات متحده آمريكا يك بنيان علمي و نيز يك اجتماع حرفه‌اي و مجموعه‌اي از اخلاقيات نظام يافته براي شتاب دادن به كار است و كارورزان روابط عمومي با انجام امتحانات و يك شيوه گزارش تخلفات شامل بازنگري و انتقاد كردن نيز زيرساختي براي افزايش منابع روابط عمومي و فرهنگ و مواد درسي معين در سطح دانشگاه ارايه مي‌دهند.

ديگران فقط روابط عمومي را _ هر چند كه پيش از آن به صورت حرفه‌اي عمل كرده باشند _ گاهي كليد محك ناديده‌اي كه از ادبيات جامعه‌شناسي بروز مي‌كند، توصيف مي‌كنند. براي مثال اگر چه روابط عمومي اغلب به دليل جديد بودن،‌ شغل پنداشته شده و آنچنان كه بايد جدي گرفته نمي‌شود. به عنوان يك قانون دانشگاهي،‌ تاريخ عملكرد حرفه‌اي روابط عمومي را مي‌توان به طور منطقي از سال 1923 _ يعني زماني كه «ادوارد برني»(Ed Bernay) اولين كتاب خود درباره روابط عمومي را منتشر و عنوان اولين واحد درسي در دانشگاه را تدريس كرد _ مشخص كرد.

نشريات ثبت شده درباره توصيه‌هاي آموزشي در حوزه روابط عمومي تحت تاثير تجربيات آمريكايي‌ها بوده است و تا اندازه‌اي اين موضوع بازتاب اين واقعيت است كه تا اين تاريخ دو مجله دانشگاهي در روابط عمومي، يعني «مروري بر روابط عمومي» و مجله «تحقيق در روابط عمومي» در آمريكا پايه‌گذاري شده‌اند و به طور وسيعي به تحقيق آمريكايي و جهت‌گيري‌هاي دانشگاهي اشاره دارند.

موسسه روابط عمومي (IPR) دوره امتحانات خود را در سال 1950 داير كرده و با به كار گماردن استاداني از گروه مطالعات مديريت و پلي تكنيك نايب‌السلطنه لندن، اولين امتحان متوسط در جولاي 1957 برگزار كرده است.

بعدها در سال 1950 كميته فرهنگي موسسه روابط عمومي نخستين گزارش را درباره جنبش اوليه هواداري در بخش دانشگاهي در دانشگاه شفيلد _ جايي كه در آن يك كرسي روابط عمومي وجود داشت _ و در لندن مدرسه اقتصاد، (جايي كه در آن سخنراني‌هايي درباره آگهي‌هاي تبليغاتي انجام مي‌شد) و در كالج «كيل» (كه بعدا دانشگاه شد) جايي كه قرار بود كه يك كرسي در رشته ارتباطات در آن داير شود، ارايه كرد.

در اين مرحله روي مهارت‌هايي نظير فيلم‌سازي، عكاسي، چاپ سربي و آگهي‌ها تاكيد و به طور نظري استفاده از عناوين به صورت تحقيق عقيدتي ظاهر مي‌شد. ممتحنين گزارش‌ها و كميته فرهنگي ابراز مي‌داشتند كه نگران امر آموزش اصول روابط عمومي، بدون داشتن متن‌هاي مناسب هستند. ارزيابي امتحان دو مرحله‌اي (ميان ترم و پايان ترم) شامل يك امتحان شفاهي بود كه به منظور ايجاد قابليت در هيات ممتحن براي ارزيابي شخصيت داوطلب و توانايي او براي انديشيدن و ابراز عقيده خود به طور واضح و مختصرا درباره مسايل ويژه روابط عمومي طراحي شده بود.

بعدا در اواخر سال‌هاي 1970 و اوايل سال 1980 اعضا كميته فرهنگي موسسه، امكانات تحصيل رتبه‌بندي شده را با يك تعداد از موسسات فرهنگي كشف كردند و به طور وسيعي در بخش پلي‌تكنيك انجمن بين‌المللي روابط عمومي (IPRA) دو سند خط‌مشي درباره فرهنگ به وجود آوردند كه نقش و ديدگاه فرهنگ روابط عمومي را مورد بازبيني قرار داده و يك تعداد سفارش‌هاي مخصوص را درباره متن،‌ سطح درجه، رتبه دروس و كيفيت‌هاي مناسب براي كساني كه اين موضوع را تدريس مي‌كنند، ارايه مي‌داد.

بي‌ترديد، ظهور مقالات اساسي مي‌تواند به صورت استانداردهاي حرفه‌اي و دانشگاهي براي كساني كه روابط عمومي تدريس مي‌كنند،‌ خلاصه شود. تاسيس و حفظ استقلال از ديگر قوانين،‌ ايجاد توازن بين اثر دانشگاهي و كار عملي و اهميت فرهنگ در كمك به حرفه‌اي‌سازي اين حوزه،‌ موضوعاتي هستند كه در ادامه اين مقاله درباره آنها بحث مي‌شود.

الگويي وجود دارد كه نظريه و عمل روابط عمومي را به صورت موضوع دانشگاهي در مركز دو دايره هم مركز (چرخه آموزش) نشان مي‌دهد و شامل عناويني نظير تحقيق و آگهي است كه مي‌تواند به عنوان مهارت‌هاي مربوط به توسعه در نظر گرفته شود و در دايره بيروني يك تعداد موضوعات نظير وزارت كار، علوم انساني، علوم و آمار طبيعي قرار دارند كه مي‌توانند به محورهاي نظري توسعه در روابط عمومي كشيده شوند و اينكه كارگزاران آينده را به دانش مجهز كند يا به مهارت. الگو نظريه بسيار روشني از آنچه را كه براي يك كارگزار روابط عمومي لازم است پيشنهاد مي‌كند و ديدگاه‌هاي مولفان را نيز آشكار مي‌سازد. به منظور فراهم كردن راه‌حل و پاسخ آموزشي و دانشگاهي‌،‌ روي چند نكته كه از الگو استنباط مي‌شود، تاكيد مي‌كنيم.

توجه اصلي اين مقاله روي آنچه كه برحسب توسعه رشته‌ها و تحقيق دانشگاهي روابط عمومي لازم است تا اينكه روابط عمومي قادر به انجام حالت وظيفه پرتواتري باشد، متمركز است. هيچ تعريفي مبني بر اينكه اين شغل چيست، وجود ندارد؛‌ اما در مثال‌هاي آورده شده مثل وكيل، طبيب و روحاني انتخاب جالبي وجود دارد. ورود به هر يك از آنها نياز به مدارك رسمي دانشگاهي دارد و وكلا و پزشكان با طي دوره كارورزي غالبا سخت و مفيدي در شغل مربوطه علاوه بر دوره دانشگاهي وارد اين حرفه‌ها مي‌شوند. اين مشاغل، ذاتا داراي چند جاذبه نيز هستند. به عبارت كلي‌تر، آنها با اصلاح و بازدارندگي از تخلفات جهاني، روحاني و اجتماعي مرتبط هستند. خدمات اين حرفه‌ها ذاتا كارهاي مربوط به ارباب رجوع است و شاغل را در موضع قدرتي قرار مي‌دهد كه يا به دانش مخصوصي كه دارد بستگي دارد و يا به موقعيت اجتماعي ويژه كه موافق با نظام اعتقادي آنان است. به طور خلاصه،‌ معمولا كسي به دكتر يا به وكيل نمي‌گويد كه در مقابل پولي كه پرداخت مي‌كند چگونه خدمت خود را ارايه كند. شايد در اين موقعيت، ارتباط اجتماعي با ارباب رجوع آرزويي باشد كه بعضي از نظريه‌هاي عادي در روابط عمومي نظريه نياز، در بسياري از تعاريف روابط عمومي آن را به عنوان يك وظيفه مديريتي (وايت، مازور و كاتليپ) و يا يك عضو ائتلافي و يا وجدان سازماني مي‌دانند.

به احتمال زياد، مقاله هم‌چنين درباره آنچه مولفان اسلوب‌شناسي بزرگ مي‌دانند،‌ افشاگري كرده و بحث مي‌كند كه نظريه روابط عمومي چگونه بايد پردازش شود و در نهايت چگونه كارهاي دانشگاهي بنا نهاده شوند. برحسب اسلوب‌شناسي، مقاله به نكات زير اشاره مي‌كند: «تا آنجا كه به روابط عمومي مربوط مي‌شود، تحقيق پايه، يكي از انواع تحقيقاتي است كه توسط جامعه‌شناسان، فيزيولوژيست‌ها و ديگر دانشمندان اجتماعي انجام مي‌پذيرد... تحقيق در علوم اجتماعي به ندرت عبارات _ معين و يكساني را از اصولي كه در علوم سخت، ظاهر مي‌شود توليد مي‌كند.» (انجمن بين‌المللي روابط عمومي _ 1990)

مقاله هم‌چنين توصيه مي‌كند كه روابط عمومي بايستي به عنوان يك علم اجتماعي كاربردي با تاكيد بر حالت دانشگاهي و حرفه‌اي آن تدريس شود و براي ايجاد توازن بين نظريه و مقررات فعاليت، در زمينه تفاهم استوار و تجربي آزمايش شده در روابط عمومي يك نياز وجود دارد.

ادامه نوشته

ابزارهاي هنری در روابط عمومی

گفتاری درباره تندیس، سپاس‌نامه، دکوراسيون

   خوانندگان و مخاطبان اين مطلب همگي تعاريف روابط‌عمومی‌ را به خوبي مي‌دانند، بنابراين نيازي به بازگويي كاركردها و اهداف نهاد روابط‌عمومی‌ نيست. از سوي ديگر گيرايي و قدرت نفوذ و جذب ابزارهاي هنري هم بر هيچكس پوشيده نيست، هنر در فطرت آدمي جاي مي‌گيرد بنابراين تاثير روش‌هاي هنري پايدارتر و ماندگارتر هست. اگر بنيادي‌ترين كاركرد روابط‌عمومی‌ را تلاش براي برقراري ارتباط دو سويه بدانيم هنر بستر مستعدي براي پي‌ريزي يك پيوند مستحكم است.
اگر از نظريه «هنر براي هنر » كه جامعيت ندارد بگذريم رسالت همه هنرها، انتقال پيام و مفاهيم به مخاطبان است، براين پايه در قرن بيستم شاخه‌اي از هنر صرفا باهدف برقراري ارتباط تصويري با عنوان گرافيك تعريف شده است و جايگاهي براي آموزش آكادميك آن در دانشگاه‌ها، آموزشگاه‌ها مشخص شده است.
بررسي روابط‌عمومی‌ در سپهر هنر فرصتي جداگانه و فضايي گسترده‌تر از اين مقاله نياز دارد. چراکه ظرفیت بهره‌مندی از هنر در روابط‌عمومی بسیار گسترده است و همه روش‌های هنری در انتقال مفاهیم را دربرمي‌گیرد. به کارگیری هنر ارتباط تصویری و عکاسی در انتشار نشریه و منابع مکتوب ، بهره‌مندی از امکانات تئاتر، هنر هفتم یعنی سینما و رسانه‌ی تصویری فراگیری چون تلویزیون، استفاده از روش‌های تصویری در فضاهای دو بعدی همچون پوسترها و بیلبوردهای گرافیکی، طراحی صفحات وب در فضای اینترنت، طراحی چندرسانه‌ای در قالب ارایه لوح‌های فشرده ، امکانات سه بعدی مجازی مانند پویانمایی‌ها (انیمیشن ) و دستمایه‌های سه بعدی حقیقی همچون تندیس، لوح تقدیر و دکوراسیون مراسم‌ها همگی دامنه گسترده روابط عمومی در بستر شیوه‌های هنری هستند. با این مقاله به پشت صحنه یک مراسم رسمی گام مي‌گذاریم و نگاهی به جنبه‌های گوناگون تندیس ، لوح تقدیر و دکوراسیون مراسم‌ها مي‌اندازیم.

ادامه نوشته

روابط عمومی و مقبوليت اجتماعی

چكيده:
بي شك تحولات موجود در عرصه مديريت نشات گرفته از نگرش سيستماتيك به سازمانهاست كه آنها را بعنوان سيستمي باز در نظر گرفته و درتعامل مستقيم با اجتماع و محيط اطراف سيستم است. در اين نگرش سازمان بعنوان سيستمي درنظر گرفته شده كه ورودي هايي دارد كه از محيط گرفته و در درون فرآيندهاي سازمان ارزشي به آن افزوده شده و به محيط باز مي گردد. تعاملي دو سويه ميان سازمان و محيط اطراف سازمان كه هركدام بر ديگري تاثير گذاشته و از ديگر تاثير مي پذيرند.
همچنين رويدادها و وقايع درون سازمان و فعل و انفعالات آن لاجرم به محيط اطراف سيستم كشيده شده و بر رابطه سيستم و محيط تاثير مي گذارد كه دراين بين ممكن است نگرش محيط نسبت به سازمان منفي تر و يا مثبت تر گردد. اين نگرش هر چه مثبت تر موجب دوام و بقاي سازمان و هرچه منفي تر باشد موجب انحلال و سستي آن مي گردد. امروزه نگاه سيستماتيك به سازمانها توجه هر چه بيشتر به استانداردها را به همراه داشته است . استانداردها يي كه روابط درون سازماني را مستحكم كرده و در جهت قوام و همبستگي هر چه بيشتر عوامل محيطي و برون سازماني بكار مي رود و در عرصه رقابت ميان سيستمهاي مختلف امتياز و نقطه قوتي براي سازمان محسوب مي شود، و راه را در پيشبرد اهداف هموارتر مي كنند.
دسته اي از اين استانداردها سيستم هاي مديريت كيفيت و فرآيند گرايي را مورد توجه قرار داده و بخشي جنبه هاي زيست محيطي و تعامل سازمان و محيط زيست را بصورت مسالمت آميز مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند و دسته اي ديگر بر ايمني و بهداشت شغلي در سازمانها تاكيد دارند و يا استانداردهايي كه جنبه فني داشته و مرتبط با محصول و يا حرفه اي خاص هستند.
اما در سالهاي اخير استاندارد بين المللي جديدي، تحت عنوان استانداردمسئوليت پذيري اجتماعي و يا مقبوليت اجتماعي(SA8000) social accountability مورد توجه قرار گرفته است.
استاندارد SA8000 در سال 1997 به عنوان استانداردي كه مسائل اخلاقي را در محيط كار مورد توجه قرار مي دهد مطرح شد كه آخرين ويرايش آن در سال 2000 تدوين شده است.
در تدوين استاندارد SA8000 و پيش بيني مكانيزم هاي مميزي و صدور گواهي آن به منابع زير مراجعه شده است:
• 11 موافقت نامه از پيمان نامه هاي (ILO)
• اعلاميه جهاني حقوق بشر سازمان ملل(1948)
• كنوانسيون سازمان ملل درباره حقوق كودك
• استانداردهاي تدوين شده توسط سازمان ISO و راهنماهاي مربوطه
اين استاندارد محيط كاري را بعنوان محيطي امن، سالم و با كيفيت و در جهت تحقق اهداف متعالي اجتماعي در نظر گرفته و در پي دستيابي به اهداف بشر دوستانه است.
به عبارت ديگر استاندارد مقبوليت اجتماعي يعني رعايت و اجراي آن دسته از الزامات و فاكتورهاي اخلاقي، اجتماعي كه باعث ارتقاي مقبوليت و مسئوليت پذيري اجتماعي يك سازمان ازديدگاه كليه طرفهاي ذينفع خود مي شود. صرف نظر از دورنماي استقرار اين سيستم در مقياس كوچكتر، اين استقرار باعث تامين بستری مناسب جهت ايجاد امنيت شغلي، بهداشت رواني كار و عدالت اجتماعي در سطوح كار و كارگري خواهد شد.
ما از اين جهت اين استاندارد را مورد توجه قرار مي دهيم كه در ارتباط مستقيم با آرمانها، ساختارها و چارچوب هاي دانش روابط عمومي و اهداف و چشم اندازهاي آن مي باشدكه در زیر به بخشي از اين كاركردها و تشابهات اشاره شده است.
در پي ايجاد و استقرار استاندارد SA8000(مقبوليت اجتماعي) در سازمان عوامل زير به تحقق مي پيوندد:
• تامين و تضمين محيط كار سالم و ايمن چه از لحاظ روحي و رواني و چه از نظر فيزيكي و جسماني.
• ايجاد انگيزش ميان افراد با روي آوردن سازمان به مقوله عدالت اجتماعي در سطوح كار و كارگري و رعايت حقوق كاركنان در درون سازمان كه اين امر افزايش سطح كيفي كار را به همراه خواهد داشت.
• ارتقاي سطوح شخصيتي افراد و عزت نفس هر چه بيشتر در ميان آنان.
• از طريق ايجاد سنديكاهاي كارگري و پيوستن افراد به اين سنديكاها هويت و شخصيت كاري ايجاد مي شود.
• نگرش هاي درون سازمان در جهتی مثبت تغيير كرده كه اين امر موجب تقويت روند فرآيندها و اهداف سازماني و تسهيل آنان مي گردد.
• بوجود آوردن احساس امنيت شغلي ميان كاركنان و از ميان برداشتن هر گونه تبعيض و نابرابري درسطوح مختلف سازمان.
• استقرار اين استاندارد در درن سازمان و انعكاس آن به بيرون از آن موجب ارتقاي شان و منزلت سازمان درنزد افكار عمومي، ذينفعان و گروههاي مختلف اجتماعي،خواهد شد.

اين رسالتي است كه روابط عمومي ها مي توانند انجام دهند و بازوي مديريت سازمان در استقرار اين سيستم در درون سازمان و انعكاس آن به بيرون از سازمان باشند تا هم عوامل درون سازماني از انگيزه، استحكام و رضايت بيشتري برخوردار باشند و هم افكار عمومي و گروههاي مختلف اجتماعي رادرپيشبرد هر چه بيشتر خط مشي و اهداف سازماني با خود همراه كنند.
البته در اين مقاله، الزامات، نيازمنديها، اهداف، كاركردها و تشابهات صرفا بصورت كلي مطرح شده ، و هدف اصلي آشنايي با استاندارد مقبوليت اجتماعي و رابطه عميق و دو سويه آن با ساختارها، اصول و دانش روابط عمومي مي باشد.
اميد است كه درآينده كارشناسان و دست اندركاران روابط عمومي به اين امر توجه بيشتري داشته و در اين زمينه تحقيقات و بررسي ها بنيادي تري انجام دهند.

ادامه نوشته

روابط عمومی نام تجاری می سازد ، تبلیغات نام تجاری را سر پا نگه می دارد.

تبلیغات به روش کنونی در حال انقراض می باشد و در اصطلاح تبلیغات مرده نامیده می شود البته به این معنا نیست که نیازی به تبلیغ نیست همانطوری که گویند نقاشی مرده است با این که امروز بیش از هر زمان دیگری مورد توجه است .

وقتی از مرگ نقاشی حرف زده می شود ، منظور مرگ هنر نقاشی نیست بلکه مرگ کارکرد و روش های آن به عنوان یک فرایند می باشد . در حال حاضر مشاهده یک چرخش اساسی از بازاریابی تبلیغات محور به بازاریابی روابط عمومی محور خواهیم بود با توجه به یک سویه بودن تبلیغات نمی توان به وسیله تبلیغات یک نام تجاری BRAND  جدید را به بازار عرضه کرد زیرا تبلیغات فقط به فروش فکر می کند و بس !

در شرایط کنونی فقط از طریق اطلاع رسانیPUBLICITY یا روابط عمومی PUBLIC RELATIONیک نام تجاری را می توان ارائه و ثبت کرد . روابط عمومی می تواند به شکلی غیر مستقیم و با کمک گروهش در بازار ( رسانه های جمعی ) پیام شما را به گوش مخاطبان برساند . خیلی از نام های تجاری از جمله استار باکس STAR BUCKS ، بادی شاپ BODY SHOP،یاهو YAHOO ، گوگل GOOGLE ، پلی استیشن PLAY STATION و مایکروسافت MICROSAFT از طریق اطلاع رسانی روابط عمومی توانست تثبیت شود .

فروشگاه های زنجیره ای استار باکس هم تا همین اواخر چندان هزینه ای بابت تبلیغات اختصاص نداده بود . این شرکت در ده سال اول کارش حدودا ده میلیون دلار بودجه جهت تبلیغات در داخل امریکا هزینه کرده بود بیشتر به اطلاع رسانی از طریق روابط عمومی پرداخت که امروزه درآمد سالیانه آن افزون بر 3/1 میلیارد دلار است .

اطلاع رسانی با روابط عمومی در واقع اعتباری را فراهم می کند که بر مبنای آن تبلیغات هم معتبر خواهد شد .تا زمانیکه یک نام تجاری جدید برایتان معتبر نباشد به تبلیغات آن توجه نخواهید کرد .

برای موفقیت در ساخت و ارائه یک نام جدید تجاری شما با استفاده صحیح از روابط عمومی و تبلیغات در کنار یکدیگر و به عنوان مکمل نیاز دارید تا زمانی که از امکانات روابط عمومی بطور گسترده بهره برداری نکرده اید تبلیغات را شروع نکنید.

تبلیغات فقط می تواند یک نام تجاری را که قبلا توسط اطلاع رسانی ساخته شده را ابقا نماید. جنگ و بازارابی نقاط مشترک دارند ، همانطوری که یک ژنرال در جنگ امروزی با سلاح دیروز موفق نخواهد شد ، سردمداران بازاریابی نیز نمی تواند فقط با سلاح تبلیغات موفق شوند و امروزه سلاح گردانندگان بازار باید با استفاده از روش روابط عمومی باشد .

به زودی صدای ناله های دردناک صنعت تبلیغات را خواهید شنید نه فقط به خاطر مسایل مادی بلکه بیشتر به خاطر کمرنگ شدن نقش و اعتبار آن ها به عنوان یک روش سنتی در برنامه ریزی های بازاریابی ، عصر کنونی نقش حساس روابط عمومی در بازاریابی است .پس لازم است روابط عمومی ما هر چه سریع تر ضمن شناخت وظایف خود ، بهره گیری از خلاقیت ها نقش خود را در بازاریابی و ارتباط با مشتریان به خوبی ایفا نماید.

جایگاه روابط عمومی در دنیای کنونی

روابط عمومی مفهومی است که به بیان ساده دیدگاههای افراد و برداشت های آنها را از موضوعی خاص تغییر می دهد که این تغییر دیدگاه به تغییر رفتار منجر می شود . پایه علمی روابط عمومی به سرعت از روزنامه نگاری به گروههای ارتباطات منتقل شد . دو علت برای این تغییر وجود دارد . اول اینکه ماهیت پیچیدگی کار روابط عمومی از یک جهت یابی ساده تحول پیدا کرد و کار تبلیغ را به سوی جهت یابی پویشی پیچیده راند . تحولی که در آن بر وظیفه ارتباطات در مقام عامل تسهیل کننده مناسبات میان کنشی سازمانها و گروهها تأکید می شود .
دوم اینکه گسترش برنامه های روابط عمومی در گروههای دانشگاهی ارتباطات نشان دهنده در خور بودن آنها به عنوان جایگاه توسعه نظریه و پژوهش روابط عمومی است پیچیدگی های فزاینده وظایف روابط عمومی منجر به نقش پیچیده تر و تخصصی تری برای روابط عمومی شده است . احتمالاً به دلیل این تغییر نقش در روابط عمومی و تغییرات دیگر در اقتصاد است که بسیاری از کارکنان تمام وقت روابط عمومی ها ، سازمان های بزرگ را به قصد پیوستن به کارگزاری های روابط عمومی ترک کرده اند در این میان تکنولوژی به شدت بر روابط عمومی تأثیر گذاشته است . برای مثال واژه پردازی رایانه ای ، پخش ماهواره ای ، گرافیک رایانه ای ، پردازش آنی اطلاعات و همایش دور بُردی ، ابعاد تازه ای به فراگرد ارتباطات افزوده اند . اگر چه رایانه ها به کنش متقابل ارتباطی کمک می کنند ، اما برای این که متخصصان روابط عمومی درباره کمک های بالقوه این نوزایی الکترونیک به روابط عمومی ، بصیرت پیدا کنند جهت یابی تازه ای لازم است .
کانتور (1985) تأکید تکنولوژی بر روابط عمومی را در سطحی کلی تر توصیف کرده است : آن جا که اظهار داشته رسانه های ارتباطی مختلف این قابلیت را دارند که هدف
شرکت را تحقق بخشند ، ارزش های اساسی را مورد حمایت قرار دهند و تغییر روابط عمومی را برنامه ریزی کنند . وی این امر را در این جمله که : «این میدان مسابقه روابط عمومی است » جمع بندی کرده است . گذشته از این ضرورت دارد متخصصان با این تکنولوژی آشنا شوند ، آن را به کار گیرند و شناختی از قابلیت این ابزارها به دست آورند تا به مشارکت کنندگان مؤثر در فراگرد تصمیم گیری سازمان های بین المللی تبدیل گردند .
دو گروهی که در حوزه های عملی و علمی روابط عمومی فعالیت می کنند به مسئولیت فزاینده و بالنده روابط عمومی پاسخی حرفه ای می دهند .
خلاصه اینکه پهنه روابط عمومی بیشتر کانونی بین المللی پیدا کرده است . تکنولوژی راه امکانات ارتباطی جدیدی را به روی آن گشوده و کارشناسان حرفه ای در امر روابط عمومی مدام با تضادهای عمده درگیرند که حداقل بخشی از این پیشرفت ها و تحولات در روابط عمومی مرهون نیروهای اجتماعی و پیشرفت های تکنولوژیکی است . مسئولیت های روز افزون و تعهدات گسترده تری که بر عهده روابط عمومی نهاده شده کارشناسان سازمان ها را به مطالعه پیگیر برنامه آموزشی نظریه و معیارهای حرفه ای برانگیخته است .


◄الگوهای روابط عمومی :
گرونیک و هانت الگوهای چهار گانه ای در مسیر رشد روابط عمومی عنوان کرده اند . و با ارائه وجه مشخصه بسیار سودمندی میان عملکردهای روابط عمومی قابلیت آنهایی را مشخص کردند که بیشتر پایه تحقیقی داشتند .
مثلاً : فن تبلیغات اولین وسیله ای بود که عنوان الگویی برای روابط عمومی مورد استفاده قرار گرفت و مشخص کننده سال های اولیه روابط عمومی است .
الگوی اطلاعات عمومی به این منظور رشد پیدا کرد که عینیت بیشتری به نقش روابط عمومی بدهد و به این ترتیب سازمان را مثل اداره های دولتی ، مجهز به خدمات روابط عمومی کند . شناخته ترین رویکردی که در روابط عمومی به کار گرفته شد الگویی است که تقریباً همیشه به عنوان اقناع به آنان استناد می شود و منعکس کننده کمک دیرینه و عمده رشته ارتباطات به روابط عمومی است .
الگوی روابط عمومی متکی به ارتباطات دو سویه همسنگ ، جدیدترین کمکی است که در کتاب های مرجع روابط عمومی از آن یاد شده است . در این مورد ، هدف اقناع نیست بلکه مبادله ای است متوازن میان مردم با هدف شناخت .

◄طرحی برای توسعه روابط عمومی :
در اینجا پیش فرض هایی پیشنهاد می شود که فراگرد ارتباط را در روابط عمومی مشخص می کند :
1- روابط عمومی رشته ای است که رابطه ای نزدیک با رویکرد کاربردی دارد .
عملگرا بودن این حرفه نشان دهنده این است که نظریه ها در روابط عمومی در قلمرو توصیفی ، یاری دهنده اصلی روابط عمومی نیستند . روابط عمومی در عمل پایبند پیش فرض های موجود در هدف شناخت آن گونه که در روزنامه نگاری توسعه یافته نیست .
2- روابط عمومی ضرورتاً بر کنش متقابل اجتماعی استوار است و از این رو به طرز پیچیده ای با فراگرد ارتباط پیوند دارد . روابط عمومی به نحو روز افزونی یک فعالیت مرزگشایی است و فن آوری تنها توان کنش متقابل را افزایش می دهد . فرصت های فزاینده برای بیان عمل نهفته در کنش متقابل اجتماعی ، مسئولیت ها و توان تأثیر گذاری نقش روابط عمومی را افزایش می دهد .
3- روابط عمومی که مبتنی بر فراگرد ارتباطی است و از راه کنش متقابل اجتماعی توسعه یافته ، فراگردی خردگرایانه نیست . کاروزان حرفه روابط عمومی باید این نکته را بیاموزند که مردم به تفسیر تجارب و اعمال خودشان خُو کرده اند . آموزش روابط عمومی باید نشان دهد که چگونه زبان موجودیت شخص را می سازد و همان گونه که فلارس نوشت ، ارتباط زبانی تنها « انتقال یا پردازش اطلاعات » نیست .


◄فرصتی برای گروه های ارتباطی :
آینده روابط عمومی به دو دلیل در حوزه ارتباطات تعیین می شود . اول این که پژوهشگران با محور قرار دادن نظریه و الگوهای کنونی روابط عمومی که هر دو بر کنش های متوازن دو سویه فراگردهای میان گروهها تأکید می ورزند ، ارتباطات را جایگاه پژوهش نظریه روابط عمومی شناخته اند . دوم اینکه تفوق ارتباطات ، با وجود این تعداد از گروههای ارتباطی که به عرضه دوره ها و برنامه های آموزشی روابط عمومی مشغولند ، تثبیت شده است . همچنین باید متذکر شد که برخی گروهها در رشته بارزگانی ، که گرچه مکرر از آنها یاد می شود ، معمولاً تنها یک دوره واحد روابط عمومی عرضه می کنند که آن هم به ابعادی از روابط عمومی ( بانکداری ) توجه دارد. به این ترتیب گروههای ارتباطات ممکن است در مقام مجموعه های منحصر به فرد قابلی ظاهر شوند که به رشد مجموعه نوین نظریه کمک می کنند و روش هایی عملی برای روابط عمومی به دست می دهند . اگر هویت روشن و مبتنی برای روابط عمومی ایجاد شود ، نیروی رانشی که هم مردم و هم کارشناسان این حرفه دور آن جمع شوند، اعتماد و اعتباری پدید خواهد آورد که روابط عمومی را برای تبدیل به حرفه ای مطلوب هدایت خواهد کرد. متخصصان روابط عمومی باید نقش عمده ای در مجموعه پیچیده رویدادهای اجتماعی دنیای کنونی ما به عهده داشته باشند .

◄بازتابندگی و روابط عمومی :
رهبران و مدیران برای انجام موفقیت آمیز نوآوری و توسعه گسترده نظام سازمانی نیاز به اطلاعات درباره فعالیت های سازمانی دارند . کوشش های روابط عمومی اطلاعات لازم را درباره فشارهای محیطی و مسائل داخلی سازمانی به منظور استفاده در امر هدایت انطباق سازمانی برای رهبران فراهم می آورد . غالب اوقات تلاش های روابط عمومی صرفاً به عنوان فعالیت های ارتباطی برون سازمانی تلقی شده است ، حال آنکه جمع آوری اطلاعات از مخاطبان داخلی سازمانی و فراهم آوردن اطلاعات برای آنها از عناصر اصلی روابط عمومی مؤثر است .
افراد سازمان مخاطبان مهمی برای فعالیت های ارتباط عمومی داخلی هستند . اطلاعات جمع آوری شده از طریق تلاش های روابط عمومی داخلی ، رهبران سازمان را قادر خواهد ساخت وضعیت جاری سازمان را از دیدگاه اعضای سازمان ، به طرزی روشن ملاحظه کنند و بازتابندگی سازمان را بالا ببرند . اطلاعات بازتابنده به رهبران کمک خواهد نمود که مشکلات موجود و احتمالی و نیز مسیرهای تغییر سازمانی را شناسایی کنند. در نظریه مدیریت سارمانی هیچ نظریه ای مهم تر از مدیریت تغییر نیست ، هم تغییر بیرونی و هم تغییر داخلی . بسیاری از فعالیت های ارتباطی روابط عمومی مثل اعمال نفوذ سیاسی و روابط با حکومت و نیز پژوهش در مورد بازار و افکار عمومی ، به این منظور طراحی شده اند تا اطلاعات مناسب از محیط گردآوری شود . چنین اطلاعات بیرونی با کمک به رهبران برای اینکه سازمان هایشان را همانند افراد محیط مربوط به سازمان ببینند ، بازتابندگی سازمانی را نیز افزایش می دهد و رهبران را قادر می سازند کفایت فعالیت های سازماندهی را برای هدایت نوآوری و توسعه مستمر ارزیابی کنند . بازتابندگی افزوده ، رهبران را قادر می سازد تا شکاف های مهم عملکرد یعنی ناهماهنگی میان انتظارهای سازمان وعملکرد واقعی آن را تشخیص دهند .

شکاف های عملکرد در وضعیت هایی پیش می آید که هدف های سازمانی کاملاً تحقق پیدا نکرده اند . هر چه سازمان از تحقق هدف های سازمانی دورتر باشد شکاف عملکرد وسیع تر است . می توان از تلاش های روابط عمومی برای گردآوری اطلاعات درباره ماهیت و اهمیت شکاف های عملکرد سازمانی استفاده کرد .


◄روابط عمومی و توسعه سازمانی :
شناسایی شکاف های عملکرد قدم مهمی در به انجام رساندن توسعه سازمانی است . کارشناسان توسعه سازمانی ، برای هدایت نوآوری ، به ارتباطات روابط عمومی تکیه دارند تا شکاف عملکرد را تشخیص دهند . ارتباط روابط عمومی ابزار مهمی است که رهبران برای گردآوری اطلاعات از افراد سازمان و دیگر مخاطبان ذیربط ، مورد استفاده قرار می دهند . آنها نیاز به نوآوری را تشخیص می دهند و منابع راکد ضروری برای تحقق توسعه سازمانی را گردآوری می کنند . از تلاش های روابط عمومی استفاده می شود تا اطلاعات و بازخورد مورد نیاز از منابع داخلی و بیرونی برای شناسایی شکاف های عملکرد و طراحی فعالیت های توسعه سازمانی گردآوری شود . حمایت رهبران سازمان برای تلاش های توسعه سازمانی جلب شود ؛ منابع راکد بسیج گردد ؛ راهبردها و طرح های مداخله در عملیات سازمان اجرا شوند و پایبندی درازمدت به نوآوری های سازمانی پی ریزی شود .

◄ تغییر ساختارهای سازمانی در روابط عمومی :
تولید دانش در دنیای کنونی رویکردهای نوینی را پدید آورده است که از جمله آنها مدیریت دانش و مدیریت فن آوری اطلاعات است . برای مدیریت دانش ، دیگر کار ، سرمایه و ماشین آلات منابع اصلی تولید ثروت نیستند ، بلکه این دانش و دانشگران هستند که به عوامل اساسی و درآمدزا مبدل می شوند .
با پیاده سازی روابط عمومی الکترونیک ، ساختارهای سازمانی در روابط عمومی تغییر یافته و به صورت کاملاً مسطح در می آیند ، مرزها و واحدهای سازمانی کمرنگ شده و تمام فعالیت ها و وظایف بر اساس شبکه های اطلاع رسانی طراحی و اجرا شده و کارمندان روابط عمومی نیاز به حضور فیزیکی در محل سازمان ندارند . آنها شرکای اطلاعاتی سازمان خود بوده و به همین جهت نیز دارای قدرت هستند . از طرفی این کارکنان به صورت مستمر در حال یادگیری و آموزش خواهند بود و خلاقیت و نوآوری به مهمترین وظایف آنها مبدل می شود . درکشور ما که فرآیند های اداری مبتنی بر کاغذ هستند ، حرکت در جهت دولت الکترونیک مستلزم مهندسی مجدد فرایندهای اداری است در این زمینه مسأله فرهنگ سازی نیز از اهمیت زیادی برخوردار است ، لذا یکی از اهرمهای قوی آموزش های همگانی در خصوص اهمیت ، مزایا و نحوه استفاده از این مجموعه امکانات است .
امروزه نبود برنامه های مدون و مصوب بیش از پیش بر کمرنگ شدن خلاقیت و نوآوری مدیریت روابط عمومی دامن زده است . به همین جهت روابط عمومی ها همیشه از سوی مدیران عالی مورد انتقاد قرار می گیرند .

◄نقش های تعریف شده برای روابط عمومی :
براساس ترکیبی از پژوهش های مربوط به نقش های روابط عمومی چهار نقش اساسی برای آن از سوی کارشناسان و کارورزان روابط عمومی در نظ رگرفته شده است که در ذیل بدان اشاره اجمالی خواهد شد :
● تجویزگر متخصص :
تجویزگر متخصص را فرد صاحب اختیار در امور مسائل و راه حل های روابط عمومی تعریف می کنند . این کارشناس ، مشکل را تشخیص می دهد و راه حل را تجویز می کند وی همچنین برای برنامه و نتایج آن احساس مسئولیت شدیدی می کند .

● کاردان ارتباطی :
این نقش به ندرت مشکل یا راه حل را تعیین می کند . وی تنها راه حل های تجویز شده دیگر مدیران را اجرا می نماید . کاردان معمولاً به دلیل مهارت های ارتباطی اش نظیر نگارش ، ویرایش ، عکس برداری یا طرح و تولید نشریات استخدام می شود .

● تسهیل گر ارتباطی :
در حکم میانجی یا واسطه ارتباطی عمل می کند . این کارورزان میان سازمان و گروههای مختلف مخاطب خود ارتباط بر قرار می کنند و اساساً توجه آنها بر مبادله ارتباطات متمرکز است .
● تسهیل گر فراگرد مشکل گشایی :
بیشتر از سه نقش دیگر در تصمیم گیری در سازمان نقش ایفا می کنند ، به این علت که برای حل مشکلات سازمانی با مدیران در سازمان همکاری می کنند . این کارورز به عنوان راهنما در فراگرد حل مشکل در روابط عمومی عمل می کند و بخشی از مدیریت سازمان محسوب می شوند و حکم مشاور را برای مدیریت ارشد سازمان خود دارند .
◄روابط عمومی مشتری گرا :
در این دوران که ما در آن هستیم دوران مشتری سالاری است ، روابط عمومی ها در این دورا ن باید به دنبال جلب رضایت مشتری باشند ، در این راه رضایت مشتری را باید شناسایی کنند آن را مدیریت کنند و نیازهای مخاطبان را همگام با کالاها وخدمات عرضه شده خود کنند . در این بین تبلیغات رنگ و روی بیشتری پیدا می کند و جایگاه خاصی را پیدا می کند ، البته تبلیغات به معنای بیان جنبه های مثبت کالا یا خدمات ارائه شده ، مشتریان ناراضی باید فرا خوانده شوند و از انتقاد آنان برای تقویت نقاط ضعف سازمان بهره بُرد . اما نکاتی در این خصوص مطرح می شود که باید رعایت کرد :
● نباید در واحد روابط عمومی که گیرنده و منعکس کننده شکایات است از افراد مأیوس استفاده کرد .
● دایره شنیدن شکایات مشتری را در مکان های مناسبی از شرکت دائر کنیم . یعنی اغلب در مکان پُر تردد و پُر رفت و آمد ارباب رجوع که توجه شان بدان جلب شود .
● به کارگیری سیستم های مدرن و پیشرفته در این خصوص که سریعاً شکایات را ثبت و به واحدهای مربوطه ارجاع دهد .
● آموزش کارکنان این بخش در نحوه برخورد با اینگونه مشتریان
● مادامی که به شکایات مشتریان رسیدگی نشده نباید آنان را تنها گذاشت و آنان را به دریافت خدمات جدید یا خرید کالا جدید ترغیب نمود .
◄روابط عمومی ها وتدارک تبلیغاتی :
یکی از وظایف کار کردهای روابط عمومی همانطور که قبلاً بدان اشاره شد تبلیغات سازنده است اما این به چه نحو باید صورت گیرد در ذیل آمده است :
اولین گام تخصیص بودجه ای برای تبلیغات است در زمینه فعالیت هایی که در سازمان صورت می گیرد که این امر در ایجاد روابط اجتماعی تأثیر بسزایی دارد .
منظور از تهیه و تدارک تبلیغات بازاریابی همان تهیه تصاویر محصولات یا خدمات ارائه شده ، ایجاد لینک های مفید در وب سایتهای مختلف ، آماده کردن نمونه محصولات و عکس ها و تیزرهای تبلیغاتی می باشد .
دومین گام اساسی تهیه طرح های پیش بینی شده ( فیلم ها ، کلیپ ها ) است ، زیرا اگر از قبل چنین پیش بینی صورت نگیرد در مقابل خواسته رسانه هایی که تبلیغات از طریق آنان صورت می گیرد وقت تهیه آن را در زمان مورد نظر نداشته باشند و فرصت از دست برود .
کارآمدترین برنامه های تبلیغات به واسطه :
- عرضه کالایی که تازه به مرحله تولید رسیده
- ایجاد کارهای جدید با نوآوری در محصولات
- اطلاعات مربوط به موردکاوی موفق
- نمونه هایی که قابل استفاده برای نشریات می باشد
- تصاویری که به صورت حرفه ای تهیه شده اند
موارد فوق برای بهره گیری حداکثر از برنامه های تبلیغات است .

شناسنامه قرآن مجيد

         نام :                      قرآن                                                                                                

محل تولد :                        مكه

گيرنده :                    محمد(ص)

تعداد سوره :                     114

تعداد كلمات :                 77807

سن :                           1434

تعداد سوره هاي مدني :           28

تعداد حزب :                      120

اولين سوره :              سوره فاتحه

بزرگترين سوره :           سوره بقره

قلب قرآن :                  سوره يس

پادشاه قرآن :              آيه الكرسي

مادرقرآن :                  سوره حمد

سوره اي كه دوبسم الله دارد :        سوره نمل

سوره اي كه بسم الله ندارد :          سوره توبه

سوره هايي كه سجده واجبه دارد :    سوره هاي  سجده – فصلت – النجم -  علق

شهرت :                         فرقان

فرستنده :                          خدا

ملكه وحي:                     جبرائيل

تعداد آيه :                       6666

تعداد حروف :                322374

تعداد سوره هاي مكي :             86

تعداد جزء :                         30

اولين گرد آورنده :     حضرت امام علي (ع)

آخرين سوره :               سوره نا س

كوچكترين سوره :           سوره كوثر

عروس قرآن :            سوره الرحمن

مدت نزول :                     23 سال 

وسط قرآن :                    سوره كهف آيه 19 كلمه وليتلطف 

 

تهيه وتنظيم : كاظم لطفي

آسیب شناسی سیاسی کارکردهای روابط عمومی

اندیشه ورزان و فرهیختگان حوزه روابط عمومی ، در بین کارکردهای روابط عمومی ، مهمترین  کارکرد روابط عمومی درعصر اطلاعات را ،اطلاع رسانی و ارتباطات ، عنوان می کنند.اینکه روابط عمومی ها ، فعالیت اینچنین خطیر و حیاتی را در یک حرکت طولی در سطوح جهانی ، منطقه ، ملی و محل، وجه همت خود قرارداده اند، می تواند فی نفسه برای متولیان این حرفه  موجب غرور و افتخارباشد. لکن نباید خود را در حبابهای غرور ببینیم، بلکه با تامل و تفکر در چنین گزاره هایی ، باید تلاش نماییم تا مصداق واقعی روابط عمومی  باشیم. اما چگونه می توان به این مهم دست یافت ؟. یا حداقل چگونه می توانیم دراین مسیر گام برداریم.؟ بدون تردید توصیف و تبیین  مفاهیم بنیادی معرفت روابط عمومی ،اولین گام دراین راستا خواهد بود. ازاین رو منظور از واژه اطلاعات و کاربردهای آن چیست؟ چگونه این اطلاعات به برقراری  ارتباطات و تولید آن کمک می کنند؟ جامعه اطلاعاتی چیست؟  چه نوع اطلاعاتی مهم است؟  چه معیاری وجود دارد؟ و...

اگر چه بیان تفصیلی آنچه در بالا بیان گردید در این نوشتار ممکن نمی باشد. اما بطور اجمال فرض می دانیم که انسانها در مقطعه ای از تاریخ حیات خود ، بطور شایسته از مواهب و نعمتهای که  پروردگار برای  زندگی و تکامل او آفریده است،بهره ای  نمی برد. نداشتن ملجاء ، آوارگی ، گرسنگی ، بیماری های کشنده و ... وضعیت معیشتی مصیبت باری را برانسان تحمیل نموده واین نوع زندگی روح انسانها را آزرده و مجروح ساخته بود. اما دریک پروسه تاریخی  ، انسانها بدنبال نگرش نو به خود و جهان پیرامون " فلک را سقف بشکافت و طرحی نودرانداخت ". پیامدبلاواسطه این رویکرد و دگردیسی ، نگاه  جدیدی بود که درآن انسان صاحب خرد، مرکز ثقل  کره خاکی   قرارگرفت و نظام عقلایی حاصل از آن، تمامی امور زندگی جمعی انسانها را تدوین و تنظیم نمود.دراین نظام عقلایی  ، انسانها برای شناخت بیشتر و بهتر خود  روش جدید تعریف می کنند . دراین روش مشاهد، تجربه ، آزمون ابزار مطالعه و جهان پیرامون آزمایشگاه وعرصه قدرت نمایی انسان شد. هدف بشر در زندگی غلبه و چیرگی بر طبیعت عصیانگر ، و رهیافت علمی  تا حدود زیادی تحقق این آرزو را برای انسان جدید ممکن ساخت. چراکه انسانها با زدودن خرافه ها و صیقل دادن بینش به فراست دریافت که توانا بود هرکه دانا بود.ازاین پس اطلاعات  برای ادامه حیات نوع

بشر اهمیتی  به میزان اهمیت عوامل زیستی و فیزیولوژیک  مانند غذاو... یافت .

ازاین پس علم و دانش در زندگی انسانها جایگاه بس رفیع  یافتند تا جائیکه به تابوی جدید تبدیل گردید.  این تابو، برای ارضاء انگیزه بهتر زیستن – ازجنبه مادی ، برای تولیدو بازتولید عناصر خود ، همه چیز  را به وسیله آزمون و تجربه ، مورد کنکاش قراردادو آنجائیکه این ابزاررا کاربردی نبود، سعی نمود  از توجه عموم  بیاندازد .اکنون با توجه به سیطره علم و بویژه پیامد تخصص گرایی فزاینده آن در جامعه ، ما شاهد نوعی تفکیک درجامعه  براساس کارکردها و نیاز های تجویزی علم در سطح آن هستیم .این نوع تفکیک گرایی و تقلیل گرایی  که از علم به سطح  جامعه ساطع شده است،اگرچه به گسترش حوزه  قدرت  و فعالیت فرد  خردورز با کوچک نمودن حوزه اقتدارحکومت و تحدید مرزها کمک نمود، اما موجب پاره پاره شدن جامعه گردیدو گسترش این روند ادامه حیات و کلیت جامعه را تهدید می کرد.درنتیجه جامعه صاحب قدرت تولید برای  حفظ سرمایه های  اجتماعی خود ، مکانیسمی را خلق کرد تا از طریق فراهم نمود زمینه های برقراری ارتباطات  ، در قالب مفهوم جدید آن بین اجزاء جامعه ، ضمن پرکردن خلاء ارتباطی موجود در سطح جامعه ، به انتقال اطلاعات و استفاده همگان از تولیدات ( کالا و خدمات ) در سطح جامعه کمک نماید.

بنابراین روابط عمومی ها با گسترش فضای عمومی و فعالیت در این قسمت از جامعه با فراهم نمودن زمینه ارتباطی بین اجزاء جامعه تازه تاسیس ، حمایت ، نظارت و هدایت این ارتباطات در مجرا و کانال صحیح  آن در سطوح افقی ، عمودی و تحرک بخشی درجامعه همت گمارد.از این رو کمک به ایجاد تحرک و گردش صحیح اطلا عات و ارتباطات  ، در راستای افزایش پویایی بیشتر جامعه برای نایل شدن به اهداف آن با حفظ تعادل، و در چارچوب آرمانهای مشترک ، همگانی  و حفظ حوزه عمومی ، یکی از دلایل مهم  پیدایش و نضج روابط عمومی است. اما  روابط عمومی ها چگونه این مهم را انجام داده اند؟

 بدیهی است با گسترش نگرش جدید و اولویت یافتن علم و دانش ، ارزشهای اجتماعی جدید نیز تولید گردید.و وظیفه ترویج این اهداف و ارزشهای وابسته به آن برعهده روابط عمومی ها گذاشت شد. ارزشهای که امروزه تحت مقوله" شهروندی " ( پاسخگویی، احترام به همنوع ، برابری ،....) تمامی مرزهای سنتی را درنوردیده  و از این طریق کل جهان را تحت سیطره  خود درآورده اند.واگر امروزه   مدیریت ها  موفقیت  خودرا وامدار روابط عمومی می دانند، یکی از مهمترین دلایل آن، نوع فعالیت  روابط عمومی ها در عرصه داخلی و بین المللی است.روابط عمومی که رویکرد جدید به انسان ، توانایی و نیاز های او را در مدیریت برپایه یک نظام عقلایی استوار ساخت تا همگان به فراخور بتواننداز مواهب الهی  بهره مند گردند.امروزه در جوامع  توسعه یافته ارزشهای شهروندی و مدیریت نظام عقلایی ، مجموعه مدیران درنهادها ، موسسات ، بنگاههاو... را احاطه نموده اندو تمامی پیامدها و آثار عملکرد آنها را ، با ظرافت و نگاه دقیق برپایه خیر همگانی و منافع ملموس و عینی ، مورد نقد قرار می دهند ،تا مبادا از روش صحیحی مدیریتی عدول نمایندو منابع موجود را در راستای منافع و مصالح شخصی و طبقاتی بکار گیرند. برای این مهم چشمانی دقیق و ابزاری کارآمد روابط عمومی خلق گردید که نقش نظارتی خود را ، فقط و فقط به وسیله کسب، افزایش و ترویج اطلاعات و ارتباطات  برای افکار عمومی انجام می دهد. دراین جوامع تحقق ، حفظ و افزایش ارزشهای شهروندی ، برای توزیع مجدد و متوالی امکانات ، منابع و ثروت ، موجب پویایی جامعه گردیده و حفظ آن مهمترین انگیزه  سیستم مدیریتی  دراین نوع جوامع می باشد.مدیران در این سیستم بوسیله       روابط عمومی ها ، که خزانه دار اطلاعات و ارتباطات در فضای عمومی بشمار می آیند، مورد نقد ، بررسی و شفاف سازی قرار می گیرند. و این بدان معناست که روابط عمومی  درعصر جدید که برپایه  نظام عقلایی و ارزشهای شهروندی شکل گرفته اند، در جهان مدرن رکن رکین هرنهاد، موسسه ، بنگاه و ... که اراده به ادامه حیات و حضور موفق و انسانی  دراین جهان سیال و پیچیده را دارند ، می باشند.  

حال باتوجه به اینکه در ممالک توسعه یافته ، روابط عمومی ها به برکت پشتوانه اهداف تاریخی و اجتماعی خود ، نقش توازن دهنده در چرخه اطلاعات و ارتباطات را به عهده گرفته است، اما در کشور ما روابط عمومی ها نتوانسته اند در حد و اندازه واقعی خود  ظاهر شوندو رسالت خود را در شکل دهی به گفتمانها ی حاکم در جامعه ایفا نماید.بدیهی است روابط عمومی برای ایفای نقش تاریخی خود ، به بستر مناسب و تمهیدات خاص خود نیاز دارد. اما این تمهیدات کدام است؟ چگونه می توان این محیط را فراهم نمود؟ نقش روابط عمومی ها دراین فرایند چیست ؟ فرهنگ جامعه ما و ارزشهای تجویزی آن تا چه میزان ظرفیت و سنخیت با ارزشهای جدیدرا دارد.؟

بدون شک نقش  اهداف  روابط عمومی  به عنوان انسانی ترین اهداف اجتماعی وبالطبع ارزشهای ترویجی آن ، از ناب ترین و خالص ترین ارزشهای انسانی است .اما اگر درمنظومه سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و ...  کشور ما  بدنبال چشم اسفندیار و یا پاشنه آشیل روابط عمومی هستیم ،باید دردرجه اول به نوع و ماهیت مدیریت و راهبردهای آن توجه کنیم . نوع و ماهیت مدیریت و سیستمی نبودن آن در کشور ، را باید در زمره دلایل مهم ناکارآمدی روابط عمومی بشمار آورد. ارزشها و روشهای این نوع از مدیریت ، تجویز کننده بکارگیری اصول و ارزشهای  یک  روابط عمومی واقعی نیست .اگر روابط عمومی دارای کارکرد اطلاع ر سانی و ارتباطی است .مهمترین جلوه روانی این مساله ، تلاش برای بهتر زیستن همگان و احترام به دیگران و همنوعان است.و این شاکله مدیریت سیستمی و غایتمند است. مدیریتی که به دیگران هم درقالب مددکار و همرزم می اندیشد و هم در قالب ناظر احترام می گذارد. .  در سیستم مدیریت  عقلایی  مشارکت ، آینده نگری ، عملکرد،رقابت و توسعه  و... از ارزشهای  حیاتی بشمار می آیند.زیرا اینها ارزشهای اجتماعی است و همگان بدون وابستگی به رنگ و قوم و... می توانند از آنها برخوردار باشند. اما مدیریت در کشور ما بجای عملکرد، بیشتر درقالب شعار مدیریت می کنندوهیچگونه مسئولیتی در خصوص  عملکردخود ندارند.در این روش مدیریتی ،زمان و توسعه محلی از اعراب ندارد.مدیریت براساس سلیقه در چارچوب منافع و مصالح طبقاتی فعالیت دارد. طبیعی است در این نوع مدیریت روابط عمومی کارکرد واقعی            نمی توانند داشته باشد. و صرفاً برای کارهای معمولی و سطحی در چارچوب نیات مدیریت بکار گرفته می شود .در این نوع مدیریت به علت بسته بودن فضای حاکم  افکار عمومی ، بازخوردو مخاطب شناسی واقعی برای برقراری ارتباطات متقابل و تاثیرگذار ، معنی ندارد.آنچه مهم است مدیر بعنوان فرستند پیام و دیگران بعنوان گیرنده پبام و حتی ذوب شده  در پیام  و بدور از هرگونه حس سازمانی ، منافع جمعی و عینی مطرح می باشند.  این نوع مدیریت ارایه اطلاعات و شفاف سازی را نوعی خود کشی           می داند.واز طرق خاص مانند دوره  خانوادگی و... درگزینش ،اطلاعات و ارتباطات  مجموعه خود دخل و تصرف می کنند.این مدیران رویکردی عمودی از راس به قاعده دارندو نظم را تنها در حالت رکود و ثبات تعریف می کنند و درصورتیکه  احساس نمایند حرکتی در نهایت موجب تحدید قدرت آنها خواهد شد، با لطایف الحیل بستر چنین کنشهارا نابود می کنند. دراین نوع مدیریت همواره  ما شاهد گفتارکلی و ابهام برانگیزهستیم که این نوع تفکر وگفتار به  خلق روابط عمومی توجیه گر و ادامه فعالیت آن کمک میکند.    

اگر خوشبینانه به قضاوت در رابطه به مطالب فوق بنشینیم ، باید باندیشیم که چگونه است در عصر ارتباطات و اطلاعات نوع مدیریت ها ازچنین شکافهای برخوردار است؟ چگونه می توان مدیریتها را مورد مطالعه و کنکاش قرارداد؟ منشاء این تفاوتها کجاست؟و...

همانطور یکه می دانیم  خمیر مایه و اساس تمامی رفتارهای انسان ، انگیزه و اراده است. اینکه این    انگیزه ها چگونه پرورانده می شوند؟ دیدگاههای متفاوتی پیرامون آن شکل گرفته اند. نقطه اشتراک تمامی این دیدگاهها ، تاکید دارند که ارزشها به واسطه انگیزه  رفتار انسانها راشکل می دهند.وارزشها دردامن فرهنگها تولد می یابند. و مدیریت نیز نوعی رفتار است که درکنار سایر رفتار های انسانی قابل بررسی است. بنابراین می توان گفت نوع مدیریت و روشهای اجرایی آن در ارزشهای فرهنگی ماوی دارند. و هرملتی با درون مایه فرهنگی به سوالات خود در خصوص انسان و جهان و بطورکل تمامی امور پیرامون خود جواب می دهد.حال هرچه فرهنگها  ازمنبع  اصیل ومعنوی بیشتر برخوردارباشند وهاله خرافات و ... نتواند چهره واقعی آنهارا تحت شعاع قراردهند ، حرکت به  سمت ارزشها انسانی سریعتر وآسانتر خواهد بود. حال اینکه عوامل تشکیل دهنده فرهنگهای کدامند؟ آیا  بین این عوامل  تشابه  وجود دارد؟آیا می توان  بین عوامل ذهنی و عینی  فرهنگها تقدم و تاخر در نظر گرفت ؟  ویژگی فرهنگ جامعه ما چیست؟ و...

پاسخ به سوالات فوق درحوصله این نوشتار نیست . اما بطور مجمل باید گفت :

براساس مطالعات  موجود، شرایط  تاریخی ،اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی امروز درایران ،تا حدود زیادی  حاصل ساختار فرهنگی خاصی است که ماحصل ویژه گیهای شرایط تاریخی و جغرافیایی  ایران است.  این فرهنگ کاذب اگرچه زمینه تاریخی و جغرافیایی دارد، اما درشکل ایداه آلی خود آنچه که امروزه ماشاهد هستیم، با تجویز ارزشهای درونگر و تدافعی که همواره با کلمات مانند ضمایر مبهم ، درمقابل، دربرابر و ... درگفتمانهای اجتماعی حاضر است،موجب گردیده تا فرد ایرانی به مانند کرم ابریشم ازتمامی امکانات و ظرفیتهای خود درجهت ایجاددیوار غیر قابل نفوذ بدور خود استفاده نماید  . ازویژگیهای  فرهنگ امروز ما ،آمیختگی ارزشهای غیر اصیل  و سیطره تاریخی آنها می باشد ، که بدنبال خود هاله ای   نفوذ ناپذیروغیر قابل رسوخ ، ارزشهای واقعی این سرزمین را دربرگرفته است .که مهمترین پیامد این مهم خلاء ارزشهای جمعی برای تدوین و نگارش اهداف مشترک  ، همگانی و ملموس است که امروز تحت عنوان "شهروند"  عالم گیر شده است. فرد دراین فرهنگ حضور خود را دراجتماع با نوعی شک و تردید،عدم اطمینان و حتی در قالب پرتاب شدن به دنیا تاریک و هرج و مرج جمع تلقی و حتی تجربه می کند.  دراین چارچوب  فرد  برای زندگی در اجتماع ایرانی امروز ، یکسره دنبال  قیم است تا درسایه آن امنیت داشته باشد. و این حامی هرچه بگوید فقط و فقط به واسطه تامین امنیت- به مفهوم حداقلی برای فرد-  ، خطا ناپذیر و غیر قابل دسترس و حتی شایسته پرستش می باشد. در سایه حامی و خیر ملوکانه  او فرد می تواند پلکان ترقی و پیشرفت را طی نماید ؟  ازاین رو فرد ایرانی درقالب این هاله باید به حداقلها برای حیات خود رضایت دهد.تنها بایدبه بودن فکر کند و هیچگاه به چگونه بودن و برای حضور داشتن حق نداردپنجره بسازدو درکنار آن به بیرون نظاره کند.  درحیات این فرد سوالی وجود ندارد .آنچه از این هاله به فرد ساطع   می گردد داشتن حریم مقدس سردر گریبان و ساحت گلیم خود را  حفظ نمودن است.ویژگی محیطی این جامعه ، جمعیتی  بسته ، پراز مخفی کاری  ، توجیه گری ، ازخود حباب کاذب به دیگران هدیه دادن ، تمایل به ارتباط چهره به چهره و براساس معیارهای از قبیل قوم ، خویش ، تبار و... است.دریک کلام مدیریت قائم به شخص می باشد.

از این رو  اگر درجامعه ما مدیریت قایم به شحص است و همه چیز در جزرو مد او قراردارد، بخاطر نظام مدیریتی است که برپایه ارزشهای فرهنگی کاذب  حیات داردو اجازه نمی دهد تا جامعه ما نظام رفتار برپایه عقلانیت جمعی را ممارست و تجربه کند. بعبارت دقیقتر اجازه این کاربه افراد  داده نشده است.و از سوی دیگر با توجه به فرایندهای تاریخی ما شاهد هستیم که  درجامعه ما برای جلوگیری از هرگونه تغییر و تحول ، این سیستم مدیریت با ایجاد ساختارهایی به ترویج هاله های مدیریتی مناسب با رفتارهای خود همت گمارد و به نوعی برای تولید و بازتولید آن تلاش می کندو اغراق نخواهد بود اگر بگوئیم که این نوع سیستم مدیریت با فرهنگ خاص خود عجین شده و یک شبکه عنکبوتی برای ادامه حیات خود ایجادنموده است. حاصل آن سیستمی  است که مدیران یکی پس از دیگری درجایگاه مدیریت قرارمی گیرند و بعلت عدم معرفت عام دراین نوع سیستم ،مدیران  بجای بررسی عملکرد دیگران و سنجش آن  براساس منافع و مصالح سازمان و تلاش برای برقراری  یک پل ارتباطی بین خود ودیگران  برای حضور درآینده ، از عملکردهای دیگران پرواز می کنندو بدنبال این فعل هزینه سعی و خطا درکشور همچنان درحال افزایش است. 

ادامه نوشته

تابلو ديجيتال تبليغات چيست؟

ترجمه و تلخيص: دكتر يونس شكرخواه


چقدر درباره تابلوهاي ديجيتال كه در تبليغات مورد استفاده قرار مي‌گيرند، اطلاعات داريد؟

اصلي‌ترين نقطه قوت تابلوهاي ديجيتال كه در تبليغات مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند،اين‌است كه مي‌‌توانند پيام‌ها را به سرعت برحسب شرايط تغيير دهند و به عبارت بهتر، پيام‌ها را با شرايط فوري، انطباق دهند.

مزاياي تابلوهاي ديجيتالي را مي‌‌توان به شرح زير فهرست كرد:

- تبليغات و پيام‌ها مي‌‌توانند به سرعت تغيير كنند و مشتريان به اين ترتيب مي‌‌توانند در معرض تبليغات جديد، مرتبط و منعطف قرار گيرند.

- تبليغات مختلف مي‌‌توانند به سرعت به روز شوند، بي‌‌آن‌كه نيازي به هزينه فيزيكي در قبال تغيير تبليغ باشد.

- كاربرد اصلي تابلوهاي تبليغاتي شبكه ديجيتال (DSNS) در عرصه تبليغات در نقطه خريد است. در چنين نقاطي تبليغات‌كنندگان نياز به اين دارند كه كالاها و خدماتشان به طرزي پيوسته معرفي شود.

- انعطاف شبكه‌هاي تابلوهاي ديجيتال باعث مي‌‌شود تا تبليغات نسبت به مشتريان مختلف از حساسيت لازم برخوردار باشد. به عنوان مثال با اتكا به اين شبكه مي‌‌توان زمان مورد نظر مشتري را براي خريد در نظر گرفت. تابلوهاي تبليغاتي پلاسما يا LED در مراكز كوچك و بزرگ خريد كه شلوغ هم هستند، نصب مي‌‌شود و در فضاهاي اداري فروشگاه‌ها به گونه‌اي قرار مي‌‌گيرند تا زنان مسن در طول روز، مديران جوان هنگام ناهار و 13 تا 19 ساله‌ها هم از ساعت چهار بعدازظهر به بعد با آن‌ها مواجه شوند.

- منافع تابلوهاي تبليغاتي شبكه‌اي ديجيتال فراتر از تبليغات بوده و مي‌‌تواند به عنوان يك ابزار آموزش در محل كار هم عمل كند، به گونه‌اي كه هم كاركنان و هم مشتريان بتوانند از رويدادهاي در حال وقوع در فروشگاه خبردار شوند و هم فرضاً بدانند خريد خود را از چه مكاني دنبال كنند و يا كداميك از راه‌هاي خروج از مراكز خريد خلوت‌تر است.

تجارب كشورهاي گوناگون

در آمريكا در مسير استفاده از تابلوهاي تبليغاتي شبكه‌اي ديجيتال مشكلاتي بروز كرده است. هنوز مدل‌هاي مالي استفاده از اين شبكه‌ها در آمريكا نامشخص مانده و كسي نمي‌‌داند سرمايه‌گذاري در حوزه كاركنان و تجهيزات در اين زمينه، چه وقت به بار مي‌‌نشيند. شركت‌هايي كه در اين عرصه وارد عمل شده‌اند، دست به سرمايه‌گذاري‌هاي سنگيني زده‌اند. بهتر است ابتدا در اين زمينه تحقيق كرد و آنگاه به محل رقابت فكر كرد. به آميزه‌اي از تكنولوژي‌ها توجه كنيد، چرا كه كارشناسان پيش‌بيني مي‌‌كنند تركيبي از تابلوهاي تبليغاتي با پيام‌هاي متحرك و ثابت مي‌‌تواند جواب بدهد.

در اروپا نيز چندين پژوهش براي ارزيابي ميزان تأثير تابلوهاي ديجيتال انجام شده است. اين پژوهش‌ها عمدتاً بر اين موضوع تمركز داشته است كه چه ميزان از افزايش فروش‌ها در نتيجه استفاده از تبليغات براي محصولات و خدمات بر روي چنين تابلوهايي بوده است.

نتيجه يك تحقيق كه بر روي يك شبكه تبليغات تلويزيوني در فروشگاه ASDA صورت گرفت (شعبه سوپرماركت وال مارت انگليس) حاكي از اين بود كه دو فروشگاه كه از اين شبكه تبليغي استفاده مي‌‌كردند، يازده درصد افزايش فروش داشتند.

آزمون‌هاي ديگري هم در اين باره به عمل آمده است. در سال 2004 نتيجه يك تحقيق در يك فروشگاه انگليس نشان داد كه محصولات خاصي حتي تا 45 درصد افزايش فروش داشته‌اند.

تحقيق ديگري هم كه در سال 2005-2004 در 182 فروشگاه COMPUSA به عمل آمد، نشان داد ميانگين فروش كالاهاي مورد تبليغ 29 درصد افزايش داشته است.

كارشناسان اين صنعت معتقدند اگرچه افزايش فروش‌ها در موقعيت‌هاي متفاوت، با يكديگر فرق داشته است، اما حداقل ميانگين بين‌10 تا 20 درصد بوده است و اين امر در مكان‌هايي رخ داده است كه از تابلوهاي تبليغاتي شبكه‌اي ديجيتال استفاده مي‌‌كرده‌اند.

تجهيزات‌ تابلوهاي تبليغاتي شبكه‌اي ديجيتال

براي راه‌اندازي تابلوهاي تبليغاتي شبكه‌اي ديجيتال به چه چيزهايي نياز وجود دارد؟

پاسخ اين است: به سيستم‌هاي نمايش چند رسانه‌اي الكترونيك قابل كار با شبكه و نيز به نرم‌افزارهاي مديريت محتوا كه قابليت به روزسازي محتوا از راه دور را داشته باشند. محتواي ديجيتال در اين شبكه‌ها از يك سرور مركزي هدايت مي‌‌شود و در طول اينترنت حركت مي‌‌كند.

در حال حاضر صفحات نمايش LCD و پلاسما براي تبليغات داخلي و صفحات نمايش LED هم براي تبليغات بيرون از خانه، از محبوبيت برخوردارند. براي تابلوهاي تبليغات شبكه‌اي ديجيتال از نرم‌افزارهاي همساز با ساير راه‌حل‌ها استفاده مي‌‌شود و به اين ترتيب تبليغات‌دهندگان مي‌‌توانند محتواي مورد نظر خود را از طريق شبكه هدايت كنند.

رسانه بیلبورد

تعریف واژه بیلبورد

تابلوهای بزرگ تبلیغات شهری یا بیلبورد

واژه "BILLBOARD" مرکب از دو بخش Bill و BOARD است. Bill دارای معنی، لایحه قانونی، قبض، صورتحساب برات، سند، اسکناس و ... و Board به معنای مقوا، تخته، یا هر چیز مسطح، میز غذا، تخته پوش کردن و ... می‌باشد. بیلبورد ابزاری تبلیغاتی است که از چوب، آهن، کاغذ و یا دیگر مواد قابل استفاده تشکیل شده است و در جاده‌ها، روی ساختمانها و مکانهای عمومی نصب می‌گردد.

در قرن نوزدهم ميلادي بيلبوردها به طور گسترده‌اي جايگزين تصاويري شدند كه بر ديوارها چسبانده مي‌شدند يعني در زماني كه رقابت براي مكان نصب مناسب مجريان تبليغاتي را وادار ساخت ابزاري جديد نمود. با اختراع اتوميبي و گسترش بزرگراه‌ها بيلبوردها عموميت بيشتري به عنوان يك ابزار تبليغاتي با گستردگي بالا پيدا كردند. و شركتهاي تبليغات شهري مالك و مجري بيلبوردها اندازه سطح تبليغ آنها به قطع مشخصي استاندارد نمودند. امروزه تبليغات روي بيلبوردها بايد بگونه‌اي باشد كه موجب جلب توجه سريع يك راننده شود و پيامهاي تبليغاتي لزوما كوتاه و طرح آن اغلب نماي بزرگ شده محصول باشد.

از جمله تكنيكهاي مختلفي كه روي بيلبوردها قابل اجراست مي‌توان به كلاژ حروف طرحي كه از قاب بيلبورد بزرگتر است و بيرون آمده تكنيكهاي مختلف نورپردازي و يا نوشته‌هاي متحرك اشاره داشت. عبارت بيلبورد واژه مصطحي است كه جهت تبليغات و آگهي‌هاي تجاري در ايالت متحده مطرح و رايج شده است. در حالي كه در فرهنگ انگليسي به جاي كلمه بيلبورد از كلمه Bourding به همين منظور استفاده مي‌شود ودر واقع هر دوي اينها به معناي نوعي تابلوي تبليغاتي مخصوص نصب آگهي است كه اغلب بر روي آنها پوستر چسبانده مي‌شود.

از آنجايي كه بيلبوردها داراي قالب و جايگاه مخصوص نصب هستند و به صورت دوره‌اي اجاره داده مي‌شوند. پس از اتمام دوره اجاره آگهي جديدي جاي آن را مي‌گيرد.

واژه بيلبورد به تخته‌اي كه اجاره داده مي‌شود يا تخته اجاره‌اي و يا سطوح اجاره‌اي اطلاق مي‌گردد. در فرهنگ فارسي واژه مدوني براي بيلبورد نداريم.

مي‌توان آنها را تابلوهاي بزرگ تبليغات شهري نيز ناميد. البته به نظر نگارنده استفاده از خود واژه بيلبورد كاربردي‌تر و گوياتر مي‌باشد.

بيلبوردها شاخه‌اي از وسايل ارتباط تصويري هستند كه به شكل كلي‌تر جزو ابزارهاي تبليغات شهري قرار مي‌گيرند.

جايگاه بيلبورد در تبليغات شهري

در ميان انواع تبليغات شهري بيلبوردها جايگاه ويژه‌اي در بافت فيزيكي شهر دارند. بيلبوردها ابتدايي‌ترين و ساده‌ترين وسايل تبليغاتي‌اند. زيرا مي‌توانند موضوع مورد تبليغ را با زبان موجز و خلاصه و با بهره‌گيري از عوامل و عناصر بصري مناسب بيان كنند و به راحتي در معرض ديد قرار مي‌گيرند. ضمن اينكه مي‌توانند محتواي يك پوستر آگهي و تا حدودي بروشور را نشان دهند. داراي قابليت‌هاي بيشتري نيز مي‌باشند. در بيلبورد امكان برجسته‌نمايي تا حد برخوردي واقع‌گرايانه وجود دارد.

مثلا براي آگهي و تبليغ يك اتومبيل مي‌توان اندازه واقعي اتومبيل را ساخت و به صورت واقعي روي تابلو نصب كرد. بيلبورد مي‌تواند با بهره‌گيري از نور الكترونيك و ساير امكانات تكنولوژي موجود و جديد به شكل بهتري در خدمت تبليغات قرار بگيرد. يك بيلبورد مي‌تواند در اندازه‌هاي مختلف و بصورت ثابت يا متحرك با نورپردازي‌هاي متنوع و مجموعه‌اي از عوامل ديگر در جايگاه‌هاي مناسب و با زاويه‌ مناسب در برابر ديدگان مخاطبان قرار گيرد و با طراحي جذاب تركيب‌بندي صحيح پيامي رسا و گويا و متناسب با آن از فاصله‌اي دور جلب توجه نمايد.

بيلبوردها در فضاهاي بسيار بزرگ مورد استفاده قرار مي‌گيرند و به همين دليل علاوه بر مشخصه‌هاي ذاتي مثل تبليغاتي بودنشان، از ويژگيهاي اصلي قرارداشتن در فضاهاي باز نيز برخوردارند. اين ويژگيها به شرح زير مي‌باشند:

"تبليغات در فضاي باز بدليل حضور بيشتر مردم در فضاهاي شهري صورت مي‌گيرد. بنابراين نكته قابل توجه اين است كه بايد بيلبوردها و فضاهاي شهري هماهنگي‌هاي لازم ايجاد گيرد. و در ساخت آنها با مهندسين شهرسازي مشورت شود. براي نصب آنها بايد حفظ زيبايي شهر لحاظ گرديده و از طرفي حداكثر ديد ممكن براي آن امكان‌پذير باشد. اين نوع تبليغ در دنياي متحرك صورت مي‌گيرد. يعني مدت زماني كه در اختيار افراد قرار دارد تا يك پيام دريافت گردد، حتي تا تقسيم‌هايي از ثانيه تقليل پيدا مي‌كند.

بعبارتي مي‌توان گفت يك بيلبورد، كاملا" اتفاقي و غير انتخابي است و همين باعث مي‌شود كه پيامهاي اين رسانه تاثير بر خودآگاه افراد داشته باشد.

علاوه بر خصوصيات ذكر شده، پيام بيلبوردها مي‌بايست بسيار قابل درك، سريع‌الانتقال، قابل رويت و واضح و روشن باشد و نكته بسيار مهم اينكه دربرگيرنده و يا ايجادكننده تابعي از احساسات مخاطبان نيز باشد.

تبليغات در فضاي باز از بعضي جهات به معناي زندگي در فضاي آزاد تبليغاتي است. پس تمام مخاطبان مي‌توانند بطور اصولي در ميزان موفقيت يك بيلبورد قضاوت نمايند و بيلبوردها نيز در معرض قضاوت ميليونها بيننده رورانه خود قرار خواهند گرفت. به همين دليل مي‌بايست عناصر تشكيل‌دهنده آن بسيار فراگير و گسترده عمل كنند. ميزان گستردگي و فراگيري هر بيلبورد با ميزان آمار بينندگان آن نسبت مستقيم دارد.

بعلت جدا بودن بيلبوردها از يكديگر و بعد مسافت بين آنها، بيلبوردها مي‌توانند اقدام به ارسال پيامهاي تبليغاتي مجزا و پي‌درپي و به يادآورنده قسمتهاي منفصل بنمايد.

اهميت اين نكته براي بازاريابان به همان اندازه‌اي است كه براي طراحان، و اين خصيصه بيلبورد را از ديگر رسانه‌ها كاملا" متمايز مي كند.

بيلبوردهاي سطح شهر تهران به شكل رايج كنوني‌شان در مدت يك دهه اخير مرسوم شده‌اند. پس از جنگ متناسب با تغييراتي كه در زمينه اقتصادي پديد آمد، لزوم تغيير فضاي شهري احساس شد. سازمان زيباسازي شهر تهران زمينهاي باير و ديوارهاي مخروبه شهر را با تابلوهاي تبليغاتي زينت داد. اولين شركت مجري، شركت كارپي بود و پس از آن مركز پردازش اطلاعات شهري مسئول اجرا و نصب تابلوهايي به اشكال ديگر شد و به تدريج شركتهايي شكل گرفتند كه هر كدام تبليغات شهري را بصورت امروزي خود درآوردند. بيلبوردها در نظر مردم بي شك تصاوير تصاوير جالبي هستند با وجود 10 تا 13 ميليون مسافرت درون شهري، بينندگان بسياري را جذب اين نوع تبليغات مي‌كند. تعداد ديد هر يك از مناطق انتخاب شده موجود كه تابلوهاي تبليغاتي در آن نصب مي‌گردند بين 600 هزار تا 3 ميليون نفر در روز  برآورد شده است.

بنابراين ازنظر كثرت ديد، تعداد تيراژ و همچنين صرفه‌جويي در هزينه تبليغات، هيچ يك از وسايل ارتباط جمعي موجود در ايران به جز شبكه سراسري تلويزيون به هيچ وجه قابل مقايسه با اين بيلبوردها نيستند. اين تبليغات هر روز توسط ميليونها نفر ديده مي‌شوند و تكرار ديده شدن اين تابلوها در اين حد مهمترين عامل صرفه‌جويي در هزينه‌هاي تبليغاتي و باعث بازده بيشتر تبليغات خواهد بود.

متن کامل در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

روابط فرهنگی بین المللی

مقدمه

در آغاز هزاره سوم، بيش از هر زمان ديگري لازم است كه از اهميت بهره‌گيري از فرهنگ در روابط بين‌المللي ياد كرد، اين بهره‌گيري در روابط فرهنگي بين‌المللي نمود پيدا مي‌كند. همچنين با توجه به گسترش ارتباطات و وقوع انقلاب اطلاعاتي، كه از نتايج آن انفجار اطلاعات مي‌باشد، فرهنگ نقشي روزافزون و فراگير يافته است. از سوي ديگر، علم روابط بين‌المللي كه به مطالعه مراودات و مناسبات ميان ملت‌ها و كشورها مي‌پردازد، به مناسبات فرهنگ نيز توجه كرده است.

بي‌آنكه بخواهيم فرهنگ را در مقابل با سياست يا اقتصاد قرار دهيم ـ چرا كه فرهنگ دربرگيرنده اين دو پديده و مرتبط با آنهاست ـ بايد خاطرنشان سازيم در ربع قرن گذشته، گرايش مطالعات روابط بين‌المللي به آن سو بود كه با رهيافتي پارادايميك با پديده فرهنگي برخورد كنند. ارائه نظرياتي همچون «دهكده جهاني» از سوي مك لوهان، «پايان تاريخ» از سوي فوكوياما و «برخورد تمدن‌ها» از سوي هانتيگون در همين چارچوب است.نكته جالب توجه اين است كه اين نظريات قبل از آن كه يك تبيين و يا تفهيم علمي باشند، بيشتر جنبه پيش‌بيني و پيشگويي دارند. «دهكده جهاني» مك لوهان بيشتر دهكده‌اي شمالي است تا جنوبي، «پايان تاريخ» فوكوياما، گويي فقط در مغرب زمين رخ داده و اين سوي دنيا، تاريخي نوين را آغاز كرده است كه معلوم نيست به پايان تاريخ مورد نظر وي (ليبرال دموكراسي) بينجامد و از برخورد تمدن‌هاي هانتيگون، بوي مسموم يك جنگ ايدئولوژيك ساختگي به مشام مي‌رسد.با وجود برخورداري اين نظريات از روش فلسفي و ايده‌هاي ابطال‌ناپذير، نقش پارادايميك فرهنگ در مطالعات روابط بين‌الملل كمرنگ و سست نمي‌شود، ظهور نظريه‌اي مثل «نظريه ارزش مازاد در مبادلات بين‌المللي» گواه اين مدعاست.

از سوي ديگر، وجود مناسبات فرهنگي در ميان ملت‌ها، راه را براي نظريه‌پردازي در اين زمينه باز گذاشته است. به عبارتي، رويكرد فرهنگي در تحليل پديده‌هاي بين‌المللي، پشتوانه و اساس تاريخ مي‌يابد؛ تا جايي كه مي‌توان با صاحب‌نظراني چون مارسل مرل هم‌داستان شد: «… و سرانجام بر اساس يك تفسير جاه‌طلبانه‌تر، عامل فرهنگي را نمي‌توان به يك حوزه و يا يك بخش ويژه محدود كرد، زيرا عامل فرهنگي عنصر تعيين‌كننده‌اي است كه مدعي توضيح تمام رفتارهاي بازيگران بين‌المللي است.»

البته مرل معتقد است كه حتي مي‌توان ادعا كرد كه اين بعد از روابط بين‌الملل (بعد فرهنگي) به تازگي كشف شده و به كار گرفته شده است، اما به نظر مي‌رسد پديده‌هايي مثل «شرق‌شناسي» فرنگي‌ها و «فرنگ‌شناسي» شرقي‌ها حكايت از وجود يك مكالمه آگاهانه فرهنگي در مورد ملت‌ها، به تبع آن روابط ميان ملت‌ها دارند؛ كساني مثل ماركوپولوي ونيزي و ميرزا صالح شيرازي كه رهروان اين راهند. در عين حال، كاركرد نوين فرهنگ و به تعبيري تمدن كه به آن نقشي تازه در شكل‌گيري سياست بين‌الملل محول مي‌كند، پديده‌اي قرن بيستمي است. به عنوان نمونه، از نظر جان هرتز، تأثير روند تمدن بر روابط بين‌الملل در اين موضوع نهفته است كه براي نخستين بار در تاريخ ملت‌ها، اين روند، به «تفكر سياسي جهاني»، به سبب جهاني بودن اطلاعات و جهاني شدن مسائل تسليحات، واقعيت بخشيده است.

تحليل هرتز درباره نفوذ فزاينده نقش محيط خارجي در دولت‌ها كه جوامع و افراد را يك شكل مي‌سازد، امروزه شكل كلاسيك يافته است. در همين چارچوب، مثلاً مارسل مرل از «فروپاشي فضا» به دنبال پيشرفت ارتباطات، پاره پاره شدن مرزها، رفت و آمد اشخاص و سير انديشه سخن مي‌گويد.

از سوي ديگر، وابستگي متقابل اجتماعي، واقعيت مبادلات دائمي ميان جوامع را بيان مي‌كند. اين مبادلات، تضاد كلاسيك ميان سياست داخلي و سياست بين‌المللي را از ميان برمي‌دارد و آن نظريه سنتي را كه بر حسب آن روابط بين‌الملل ميان حكومت‌ها ايجاد مي‌شود، در حالي كه جوامع از يكديگر مجزايند، باطل مي‌كند. وابستگي متقابل اجتماعي، نوعي شيوه ارتباط ميان جوامع است كه بر «نفوذپذيري» دولت‌ها تكيه دارد؛ يعني رخدادهاي خاص هر جامعه، بر رفتار و هنجار ديگر جوامع تأثير مي‌گذارد. به علاوه وابستگي متقابل اجتماعي موجب به وجود آمدن حلقه اتصال يعني اقدام متقابل ميان جمع كثيري از بازيگران و تصميم‌گيرندگان داخلي و بين‌المللي است. در حالي كه تحليل كلاسيك، به دولت‌ها نقش بازيگران اصلي روابط بين‌الملل را مي‌دهد و در حالي كه تحليل اقتصادي، با در نظر گرفتن شركت‌ها و سازمان‌هاي اقتصادي بين‌المللي اين ديد را دامنه مي‌بخشد، مفهوم حلقه اتصال به از ميان رفتن مفهوم بازيگر بين‌المللي مي‌انجامد.

از لحاظ مطالعات مربوط به توسعه نيز بايد متذكر شويم، براي يك پژوهشگر در اين زمينه، تحقيق در باب توسعه‌يافتگي از بعد فرهنگي و جامعه‌شناختي همان قدر مهم و حياتي است كه از بعد اقتصادي و تجاري و يا بعد سياسي. اگر نظريه رشد و وابستگي اقتصادي در سال‌هاي گذشته ابزار مناسبي براي تبیين علل واماندگي و توسعه‌نيافتگي بود و نگرش‌هاي گوناگون سعي در پرداختن به روابط غيرعادلانه‌ اقتصادي شمال ـ جنوب و افشاي ماهيت اقتصادي سرمايه‌داري ليبرال (متروپل) و كشورهاي پيراموني زير سلطه داشت، امروزه به اهميت يافتن فزاينده اطلاعات به عنوان يك ابزار فرهنگي، طرح فرضيه‌ مازاد و تراز منفي مبادله در اين خصوص، مي‌تواند روشنگر بسياري از نابساماني‌هاي جهان در آغاز قرن بيست‌ويكم باشد. در مجموع، اين واقعيت آشكار شده است كه در روابط بين‌الملل بايد با فرهنگ به عنوان يك مفهوم دقيق برخورد كنيم نه به عنوان يك مفهوم كلي و مبهم.

   از جمله مفاهيم فرهنگي بحث بر‌انگيز، دو مفهوم نماد و اسطوره‌اند. اين دو واقعيت فرهنگي در هر نظام فرهنگي در ارتباط متقابل با عناصر، تركيب‌ها و حوزه‌هاي مختلف موجود در آن نظام، ايفاي نقش كرده و از جايگاه ويژه خويش برخوردارند، همان طور كه اسطوره و نماد در فرهنگ هر يك از ملت‌ها و قوم‌ها حضور دارند، به موازات ايجاد و گسترش روابط بين‌ ملت‌ها، در مناسبات و دادوستدهاي فرهنگي آنها نيز نمود مي‌يابند. در همين راستا، در مقاله حاضر مي‌كوشيم به تبيين نقش اسطوره و نماد در روابط فرهنگي بين‌المللي بپردازيم.

متن کامل در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

انواع برنامه ریزی

مقدمه

    برنامه ریزی اولین وظیفه مدیریت است که در آن مقاصد، اهداف، خط مشی ها، استانداردها و دوره فعالیت مشخص می‌گردد. برنامه‌ریزی عبارت است از طراحی وضع اقتصاد ملی و پیش‌بینی گرایش‌های مالی آینده و تخصیص منابع مالی در طول برنامه به طریقی که هدف های تعیین شده به دست آید. بدین ترتیب هر کشوری کم و بیش با توجه به اینکه چه ترکیبی را از بخش خصوصی و عمومی در اقتصاد ملی دارد برای آینده خود برنامه ریزی می کند. برنامه ریزی نیازمند پیش بینی عوامل متعددی است از جمله این عوامل می توان هزینه ها ،ظرفیت ماشین آلات و تجهیزات،نیروی انسانی،وضعیت بازار عرضه و تقاضا، تهیه مواد اولیه، وضعیت رقبا در بازار و حوادث غیر مترقبه را نام برد.

   با در نظر گرفتن اینکه برنامه شامل هر نوع عملیات برای آینده می شود باید گفت که برنامه‌ها انواع متفاوتی دارند.« هارولد کنتز» و « هانس وایریخ» انواع برنامه‌ها را به شرح زیر طبقه بندی کرده اند:

1.    مقاصد یا ماموریت ها

2.    هدف ها

3.    استراتژی ها(راهبردها)

4.    خط مسی ها یا سیاست ها

5.    روش های انجام کار

6.    مقررات و آیین نامه ها

7.    طرح ها

8.    بودجه ها

بودجه‌ها برنامه‌هایی هستند که میزان درآمد و هزینه مورد انتظار را برای یک دوره زمانی معین، مشخص می‌کنند. به عبارت دیگر، بودجه صورت مالی مورد انتظار مدیران را به برنامه ریزی وادار می‌کند و از آنجایی که بودجه به صورت اعداد و ارقام است ناچار باید در برنامه ریزی دقت کرد.از این دیدگاه بودجه را می‌توان قیمت برنامه‌های دولت دانست.

   برنامه ریزی شامل سه عنصر اساسی است که عبارتند از:

1.    بررسی وضعیت موجود (کجا هستیم)

2.    طراحی وضعیت مطلوب (کجا می‌خواهیم باشیم)

3.    پیش‌بینی مسیر و چگونگی حرکت از وضع موجود و رسیدن به وضع مطلوب (چگونه می‌خواهیم به آنجا برسیم)

  در هر سه عنصر یاد شده محور اصلی تجزیه و تحلیل‌ها، کم و کیف امکانات و منابع برای تحقیق هدف‌های تعیین شده است با توجه به این واقعیت که برنامه ریزی آینده نگر و اساسی آن پیش‌بینی است نیل به وضع مطلوب( مقصد)، در صورتی مطمئن و مسلم خواهد بود که شرایط آتی بر پایه اطلاعات مقداری و دقیق پیس‌بینی گردد و کلیه فرایند و عملیات برنامه ریزی با مقیاس‌های کمی اندازه گیری و بیان شود که شامل مشخصات فنی و اجرایی، مقدار یا نعداد، زمان و سرانجام هزینه باشند.

   فرایند بودجه‌ریزی و برنامه ریزی با تمام منابع سازمان از جمله مواد ، موجودی‌ها، تجهیزات کارکنان و نسهیلات در دوره های کوتاه مدت و بلند مدت سروکار دارد. در واقع دو نوع برنامه ریزی اساسی در تنظیم بودجه مد نظر قرار می‌گیرد:

1.    برنامه ریزی استراتژیک

2.    برنامه ریزی تاکتیکی

 

برنامه ریزی  استراتژیک

 تعریف مختلف و متفاوتی از استراتژی شده است. برنامه ریزی استراتژیک بر تغییر و شرایط محیطی متمرکز می‌شود و برای برخورد با آنها استراتژیهای مختلف اتخاذ می‌کند. استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپكتيو، سياست يا تصميمي است كه سمت و سوي ديدگاهها و جهت حركت سازمان را نشان مي‌دهد. برنامه‌ريزي استراتژيك گونه‌اي از برنامه‌ريزي است كه در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست. برنامه‌ريزي استراتژيك كوششي است ساخت‌يافته براي اتخاذ تصميم‌هاي اساسي و انجام اعمالي كه ماهيت سازمان، نوع فعاليت‌ها و دليل انجام آن فعاليتها توسط سازمان را شكل داده و مسير مي‌بخشد. همانطور كه استراتژي نظامي پيروزي در جنگ است، برنامه‌ريزي استراتژیک نيز طرق انجام مأموريتهاي سازمان را دنبال مي‌كند. برنامه‌ريزي استراتژیکی درمورد طرح‌های بلند مدت (۵ تا۱۰سال) به کار می‌رود و به وسیله مدیران سطوح بالا و با همکاری کارکنان کلیدی موسسه انجام می‌شود. مدیرانی که درگیر برنامه‌های استراتژیکی سازمان هستند می بایستی متغیرهای اساسی یا عوامل مستقیمی که موجب دستیابی به اهداف و سیاست‌های سازمان می‌گردند را شناسایی نمایندو این متغیرها می توانند درونی (در کنترل مدیریت) ویا بیرونی (غیرقابل کنترل از طرف مدیریت) باشند. پس از شناسایی متغیرهای اساسی، اطلاعات مربوط به آنها گردآوری می‌گردد بسیاری از این اطلاعات تاریخی و کیفی بوده و سرآغاز خوبی برای فعالیت‌های تاکتیکی و سرانجام وسیله دستیابی به اهداف و سیاست‌های استراتژیکی می‌باشند. برنامه‌ريزي استراتژیک دارای مزایای زیادی است که عبارتند از:

1.    قبل از پيش آمدن مشكلات احتمالي از وقوع آنها خبر مي‌دهد.

2.    مدیران را به سازمان علاقه‌مند می‌کند.

3.    تغییرات محیطی را به سازمان نشان می‌دهد.

4.    براي دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده بستر مناسب ايجاد مي‌كند.

5.    به مديران كمك مي‌كند كه درك روشن‌تري از سازمان داشته باشند.

6.    ديدي هدفمند از مسائل مديريت ارائه مي‌دهد.

7.    قالبي براي بازنگري اجراي برنامه و كنترل فعاليتها ارائه مي‌دهد.

8.    فرست‌های پیش روی سازمان را مشخص مي‌كند.

9.    قالبي براي ارتباط داخلي بين كاركنان به وجود مي‌آورد.

10.مزيتي براي سازمان در مقابل رقيبان به دست مي‌دهد.

11.تفكر آينده‌نگر را تقویت مي‌كند.

 

برنامه‌ریزی تاکتیکی

    این برنامه‌ریزی شامل روش‌هایی است که برای رسیدن به اهداف برنامه‌ریزی استراتژیک وجود دارد و شامل تدوین اهداف و انتخاب وسایل لازم برای دستیابی به آن اهداف می‌باشد. چارچوب زمانی برنامه‌ریزی تاکتیکی از برنامه‌ریزی استراتژیک کوتاه‌تر است و در مورد بودجه‌های کوتاه مدت ( معمولا ۱۲ تا ۱۸ ماهه) که در قسمتی از برنامه‌ریزی استراتژیک است بکار می‌رود.

  در اینجا جا دارد که تفاوت‌های بین برنامه‌ریزی استراتژیک و برنامه‌ریزی تاکتیکی بیان شود. اگر چه بین برنامه‌ریزی استراتژیک و برنامه‌ریزی تاکتیکی تفاوت می‌گذارند اما این تفاوت دارای مرزهای روشن نیست، زیرا آنچه که برای یک فرد تصمیم تاکتیکی است برای فرد دیگر ممکن است تصمیم استراتژیک باشد به طوری که تفاوت یا تشخیص بین آنها یک امر نسبی است نه مطلق. تفاوت‌ها عبارتند از:

·         برنامه‌ریزی تاکتیکی اصولا در سطوح میانی و پایه سازمان انجام می‌گیرد در حالی که برنامه‌ریزی استراتژیک در سطوح عالی شکل می‌گیرد.

·         در برنامه‌ریزی تاکتیکی بیشتر بر منافع فعلی سازمان تاکید می‌شود در حالی که برنامه‌ریزی استراتژیک به منافع آتی توجه دارد.

·         در برنامه ریزی تاکتیکی روش‌های کار تجربه شده و متکی به دستاورد‌های گذشته است در حالی که در برنامه‌ریزی استراتژیک روش‌های نو و تجربه نشده نیز پا به عرصه می‌نهند

·         دید برنامه ریزی تاکتیکی کوتاه مدت و دید برنامه‌ریزی استراتژیک بلند مدت است.

·         برنامه ریزی تاکتیکی نسبت به برنامه‌ریزی استراتژیک مخاطره کمتری دارد.

·         تاکید برنامه ریزی تاکتیکی بر کارآیی است در حالی که برنامه‌ریزی استراتژیک به اثربخشی نظر دارد.

     یک بودجه خوب راهنمای مفیدی برای برنامه‌های تاکتیکی و استراتژیکی سازمان در یک دوره فعالیت می‌باشد. برنامه‌های تاکتیکی و استراتژیکی نیازمند کسب اطلاعات جامعی در مورد اوضاع اقتصادی، محیط شناسی، گسترش تکنولوژی و چگو نگی دسترسی به منابع لازم برای تثبیت و تعیین سیاست‌ها و اهداف می‌باشد. این اطلاعات برای تعدیل در اطلاعات تاریخی که قبلا از طریق صورت‌های مالی گردآوری شده به کار می‌رود سپس بنا به اقتضای برنامه‌ریزی و کنترل باید روشی اتخاذ گردد که فعالیت‌های انجام شده با برنامه‌ها تطبیق و کنترل گردد.

     مدیریت قبل از تصویب و اجرای بودجه در آن تجدید نظر می‌نماید تا مطمئن گردد که فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده، اهداف مورد نظر در برنامه تاکتیکی را به نحو موثری تامین نماید، پس از تصویب، بودجه مربوط به هر واحد ابلاغ می‌گردد. مدیران بایستی تحت رهنمودهای بودجه عمل نمایند همچنین بایستی از بودجه‌های مرتبط با هر واحد نیز نسخه‌ای در اختیار آنها قرار گیرد.

طبقه بندی دیگر از انواع برنامه‌ریزی

    برای برنامه‌ریزی مفید و موثر ناچاریم نگاه مدیریتی و کلانی به مسایل داشته باشیم و از افقی نور بتابانیم تا ریز و درشت ویژگی ها قابل دیدن باشند. در این ویژگی‌ها نقاط ضعف در کنار نقاط مثبت و تهدیدها همراه و همزمان با فرصت ها باید دیده شوند. از این رو دست اندرکاران با هفت نوع برنامه‌ریزی مواجه هستند که این هفت نوع می توانند در منشوری منسجم تدوین شوند:

1. برنامه‌های ارتقایی: این نوع برنامه ریزی با توجه به پتانسیل ها و توانمندی ها انجام می شود. به عبارتی ساده تر سطح توانمندی ها ی موجود در حوزه های مختلف باید شناسایی شده و نسبت به ارتقای توانمندی ها برنامه ریزی متناسب صورت گیرد.  

2.    برنامه‌های پیشگیرانه: این نوع برنامه‌ها در مقابل تهدیدها طراحی و اجرا می شوند.

3.    برنامه‌های ایجادی: این برنامه‌ها در پاسخ به خلا های موجود اجرا می شوند.  

4.    برنامه‌های جبرانی: این نوع برنامه برای رفع کمبودها مد نظر هستند.

5. برنامه‌های دفاعی: این برنامه‌ها برای جلوگیری از آسیب ها و یا رفع آسیب ها ( اعم از فرهنگی اجتماعی اقتصادی عمرانی و غیره ) به کار گرفته می‌شوند. امروز شاهدیم بسیاری از آثار ارزشمند تاریخی در معرض نابودی قرار گرفته اند. بدون شک برنامه‌ریزی برای جلوگیری از این آسیب ها بسیار مهم و حیاتی است. تدوین استراتژی برای مقابله با آسیب ها از وظایف غیر قابل اجتناب به شمار می‌رود.

6. برنامه‌های تضمینی: ضرورت ها موجب بروز نیازی است تا برنامه‌های تضمینی تببین شوند. تاخیر و بی توجهی در برنامه‌های تضمینی قابل قبول نیست و هزینه های سنگینی به دنبال خواهد داشت.

7.    برنامه‌های انتخابی: بدیهی است محدودیت ها همواره آزار دهنده و گاه مانع حرکت می‌شوند. این محدودیت ها می‌توانند شامل امکانات مادی باشند و یا محدودیت‌های زمانی. آنگاه است که دست‌اندرکاران از میان اولویت‌ها اقدام به انتخاب می‌کنند. به اولویت‌ها نمره می‌دهند و آنها که نمره‌ای بالاتر دریافت کنند در صدر انتخاب قرار می‌گیرند.

رسانه زیبا

 زیبایی‌شناسی در فلسفه رسانه
ژورنالیست‌ها همه فیلسوف‌اند
فلسفه رسانه چیست؟
هابرماس، فیلسوف جامعه زبان‌محور

سایت ماهنامه امروز ۲۲/۶/۸۹ اقدام به انتشار یکی از این مطالب با عنوان رسانه زیبا کرده که بدون تردید مطالعه آن برای مدیران٬ اصحاب روابط عمومی و رسانه و دانشجویان مفید خواهد بود.
نویسنده: ولفگانگ شرماشر
استاد رسانه و ارتباطات در دانشگاه‌های سوییس و آمریكا و رئیس بخش رسانه و ارتباطات مدرسه عالی اروپایی EGS
منبع: سایت مدرسه عالی اروپایی EGS، سوییس
مترجم:مهدیه مفیدی

دنیای امروز مملو از رسانه‌هایی است كه رابط بین انسان و دنیای اطرافش هستند. رسانه‌ها در حكم یك وسیله ارتباطی، دنیا را از زاویه‌ای از پیش تعیین شده به انسان‌ها معرفی می‌كنند و به این وسیله ذهن و اندیشه آنها را بدان‌سو كه منافع صاحبانش می‌طلبند، هدایت می‌كنند.

در گذشته شكاف محسوسی بین فلسفه و رسانه وجود داشت كه دلیل عمده آن عدم توجه فیلسوفان و اندیشمندان جامعه به حضور رسانه بود اما امروز كه قدرت عجیب رسانه بر این متفكران آشكار شده، به شكلی جدی به بررسی و نظریه‌پردازی در این زمینه پرداخته‌اند. در مطلبی كه در اینجا می‌خوانید، یكی از استادان مطرح فلسفه رسانه به بررسی زیبایی‌شناسانه رسانه می‌پردازد.

متن کامل در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

ارتباطات و فرهنگ

مقدمه

عصر حاضر را عصر ارتباطات واطلاعات مي نامند ، زيرا اطلاعات ابزاري لازم براي تصميم گيري بجا وبموقع است تا افراد وسازمان ها بتوانند از ميان گزينه مطلوب به هدف هاي خود دست يابند.براي دسترسي به اطلاعات ابزار و وسايل يا به اصطلاح فناوري اطلاعات ضروري است واين امر در سايه علم ارتباطات امكان مي يابد تا بتوان پيام يا اطلاعاتي را از طريق هوا، امواج راديويي، و ساير انواع رسانه در اختيار كاربران اطلاعات قرار داد و سازمان ها را به هم پيوند زد.زندگي در دنياي امروز به ارتباطات بستگي دارد و متاثر از آن است. نويسندگان، هنر پيشگان، معلمان، فروشندگان، روانپزشكان، منشي ها و...از طريق ارتباط با ساير افراد جامعه به تحصيل ويا ادامه معاش مي پردازند و حتي ارتباطات وعظمت نفوذ آن تا دل زمين كشاورزان يا عمق چاههاي آب حيات نفوذ كرده است.اشخاص گوناگون در جامعه مدرن به شيوه هاي مختلف با هم ارتباط دارند و نحوه مراوده آن ها شيوه زندگي اين افراد را تشكيل مي دهد ونمايانگر فرهنگ آنان است.اينكه چه كسي صحبت مي كند؟چگونه صحبت مي كند؟درباره چه كسي صحبت مي كند و... بخشي از سوالات حوزه مشترك ارتباطات وفرهنگ هستند؛ وقتي كه عناصر ارتباطات تغيير مي يابد،عناصر فرهنگي همه به تبع آن تغيير مي كند و ارتباطات و فرهنگ جداشدني نيستند.

ارتباطات

ارتباطات جمع ارتباط است و هر نوع برخورد بين دو موجود يا پديده كه منجر به اشتراك،همبستگي، واكنش و مبادله پيام شود ارتباط نام دارد. وممكن است بين دو فرد، دونظام، دوجامعه، يك فرد و يك جامعه، يك فرد با ماشين، يك فرد با حيوان و حتي حيوان با حيوان اتفاق افتد.از ارتباط تعاريف مختلفي شده است،اما بهترين تعريف از ارتباط تعريف چارلز كولي است كه در كتاب معروف خود به نام سازمان اجتماعي چنين تعريف مي كند:ارتباط فرايندي است كه روابط انساني بر اساس و به وسيله آن به وجود مي آيد و تمام مظاهر فكري و وستيل انتقال و حفظ آن ها در مكان و زمان بر پايه آن توسعه مي يابد.ارتباطات حالات چهره،رفتارها،حركات،طنين صدا،كلمات،نوشته،چاپ،راه آهن تلگراف،تلفن و تمام وسايلي رادربر مي گيرد كه در راه غلبه برمكان و زمان ساخته شده اند. اما ارتباطات صرفا به اين مورد ختم نمي شود؛ فرهنگ، سياست، اقتصاد و... تحت تاثير ارتباطات هستند؛ مثلا ارتباطات انساني با مجموعه اي از فرايندهاي دقيق و ظريف به صورت كلامي و غير كلامي موجب مي شود مردم با هم تعامل داشته باشند، فرهنگ و شيوه هاي زندگي خود را حفظ كنند و از اين طريق رفتار ديگران را كنترل کنند.

 فرهنگ

 فرهنگ"كولتور"(cultur) ابتدا در تمدن اروپايي به عنوان واژه اي براي كشف نظام هاي روابط انساني و كنجكاوي درباره شيوه زندگي مردمان و... به كار مي رفت.

واژه كولتور كه از ريشه لاتيني گرفته شده است در اصل به معناي كشت وكار و پرورش بوده و نخستين بار به مفهوم كنوني در زبان آلماني به كار گرفته شده است.

واژه فرهنگ در زبان فارسي از واژه هاي كهني است كه تنها در متن هاي نثر فارسي دري بلكه در نوشته هاي بازمانده از زبان پهلوي نيز فراوان يافت مي شود . همچنين از مصدر آن يعني "فرهيختن" عبارت و واژه هاي گوناگوني داريم.فرهيختن به معناي ادب و هنر و علم آموختن با آموزاندن بوده است و فرهنگ در اصل به معناي ادب وعلم و هر آنچه كه در رده هاي شايستگي هاي اخلاقي و هنروري جاي دارد.مروزه واژه فرهنگ در زبان فارسي به معناي آموزش وپرورش در برابر education نشسته است.

نویسنده : سهيلا ذكايي(كارشناس ارشد علوم ارتباطات مدرس دانشگاه)

متن کامل در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

اقوام و همبستگي ملي با رويكرد بررسي كاربردي مفاهيم و الگوهاي نظري-تاريخي

چكيده

اين نوشتار با علم به لزوم تعريف و تبيين صحيح و واقع‌بينانه‌ي مفاهيم در دنياي امروز، به‌خصوص مفهوم ژرف قوميت و قوم‌گرايي، سعي در بررسي كاربردي وجوه گوناگون اين مفهوم در صحنه‌‌ي عمل و برخورد از روزنه‌‌ي هم‌بستگي ملي را دارد. بدين‌سان طرح و بررسي علل و ‌زمينه‌هاي بروز قوميت‌گرايي، در گرو طراحي، اجرا و پي‌گيري يک سياست قومي متناسب است. از ديد كاربردي در جايگاه و قلمرو سياست قومي آن‌چه مهم مي‌نمايد، برنامه‌ريزي صحيح و منسجم در حوزهاي تاثيرگذار اجتماعي مرتبط با هويت قومي، تمييز وظايف و تفويض اختيار به نهادهاي فرهنگي مي‌باشد. به بيان ديگر آرايش مناسب فرهنگي نقش بسزايي در شناسايي تهديدها و تبديل آنان به فرصت‌هاي كارساز و افزون‌سازي اعتماد و تعلق اقوام را خواهدداشت. آن‌جاست كه خواهيم‌توانست با شناخت صحيح و برجسته‌سازي نقاط مشترك هويت ملي و آگاه‌سازي تفكر اجتماعي به آن‌چه كه همبستگي ملي‌است فائق‌ آييم. بي‌شك شاهراه گذار از اين مهم، مباني انقلاب اسلامي و فرهنگ احساس مشترك خواهدبود. اعتقاد نوشته بر اين است كه با بازنمايي واقعي تاريخ هويتي اين سرزمين و رديابي دقيق رخ‌دادهاي معاصر، با پذيرش تفاوت‌ها و تمهيد عملي مشارکت فراگير اقوام در سرنوشت کشور، هم‌گرايي بيش‌تر و پيوند عميق‌تر ملت ايران به بار خواهد نشست.

این مقاله در همایش ملی قومیت و همگرایی در ارومیه  88 ارایه شده است.